triumphed

[ایالات متحده]/ˈtraɪʌmpt/
[بریتانیا]/ˈtraɪʌmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای دستیابی به پیروزی یا موفقیت؛ برای غلبه بر یا شکست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

triumphed over

برتری یافتند

triumphed again

دوباره پیروز شدند

triumphed in

در ... پیروز شدند

triumphed finally

در نهایت پیروز شدند

triumphed together

با هم پیروز شدند

triumphed easily

به راحتی پیروز شدند

triumphed decisively

به طور قاطع پیروز شدند

triumphed brilliantly

به طرز درخشانی پیروز شدند

triumphed unexpectedly

به طور غیرمنتظره پیروز شدند

triumphed valiantly

با شجاعت پیروز شدند

جملات نمونه

she triumphed over her fears and gave a great presentation.

او بر ترس‌های خود غلبه کرد و یک ارائه عالی داشت.

the team triumphed in the championship match.

تیم در مسابقه قهرمانی به پیروزی رسید.

after many challenges, he finally triumphed in his career.

پس از چالش‌های فراوان، او سرانجام در حرفه خود به پیروزی رسید.

they triumphed against all odds in the competition.

آنها با وجود تمام مشکلات در مسابقه به پیروزی رسیدند.

the athlete triumphed, setting a new world record.

ورزشکار به پیروزی رسید و رکورد جهانی جدیدی را به ثبت رساند.

she triumphed in her quest for justice.

او در جستجوی عدالت به پیروزی رسید.

they triumphed with hard work and dedication.

آنها با تلاش و تعهد به پیروزی رسیدند.

he triumphed after years of perseverance.

او پس از سال‌ها پشتکار به پیروزی رسید.

the community triumphed in their fight for better resources.

جامعه در مبارزه خود برای منابع بهتر به پیروزی رسید.

they triumphed over adversity and built a successful business.

آنها بر مشکلات غلبه کردند و یک کسب و کار موفقیت آمیز ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید