| جمع | outfitters |
outdoor outfitter
فروشنده تجهیزات فضای باز
camping outfitter
فروشنده تجهیزات کمپینگ
hunting outfitter
فروشنده تجهیزات شکار
The outfitter provides camping gear for the trip.
تامینکننده تجهیزات کمپینگ را برای سفر فراهم میکند.
She visited the outfitter to buy a new hiking backpack.
او برای خرید کولهپشتی جدید پیادهروی به تامینکننده مراجعه کرد.
The outfitter specializes in outdoor clothing and equipment.
تامینکننده در زمینه پوشاک و تجهیزات فضای باز تخصص دارد.
We need to find a reliable outfitter for our hunting trip.
ما باید یک تامینکننده قابل اعتماد برای سفر شکارمان پیدا کنیم.
The outfitter recommended the best fishing spots in the area.
تامینکننده بهترین نقاط ماهیگیری در منطقه را توصیه کرد.
He works as an outfitter for a wilderness adventure company.
او به عنوان تامینکننده برای یک شرکت ماجراجویی در طبیعت کار میکند.
The outfitter offers guided tours for beginners.
تامینکننده تورهای راهنما برای مبتدیان ارائه میدهد.
She bought a new tent from the outfitter for her camping trip.
او یک چادر جدید از تامینکننده برای سفر کمپینگ خود خرید.
The outfitter organizes expeditions to remote areas.
تامینکننده برنامههای سفر به مناطق دورافتاده را سازماندهی میکند.
The outfitter stocks a wide range of outdoor gear.
تامینکننده انواع گستردهای از تجهیزات فضای باز را دارد.
outdoor outfitter
فروشنده تجهیزات فضای باز
camping outfitter
فروشنده تجهیزات کمپینگ
hunting outfitter
فروشنده تجهیزات شکار
The outfitter provides camping gear for the trip.
تامینکننده تجهیزات کمپینگ را برای سفر فراهم میکند.
She visited the outfitter to buy a new hiking backpack.
او برای خرید کولهپشتی جدید پیادهروی به تامینکننده مراجعه کرد.
The outfitter specializes in outdoor clothing and equipment.
تامینکننده در زمینه پوشاک و تجهیزات فضای باز تخصص دارد.
We need to find a reliable outfitter for our hunting trip.
ما باید یک تامینکننده قابل اعتماد برای سفر شکارمان پیدا کنیم.
The outfitter recommended the best fishing spots in the area.
تامینکننده بهترین نقاط ماهیگیری در منطقه را توصیه کرد.
He works as an outfitter for a wilderness adventure company.
او به عنوان تامینکننده برای یک شرکت ماجراجویی در طبیعت کار میکند.
The outfitter offers guided tours for beginners.
تامینکننده تورهای راهنما برای مبتدیان ارائه میدهد.
She bought a new tent from the outfitter for her camping trip.
او یک چادر جدید از تامینکننده برای سفر کمپینگ خود خرید.
The outfitter organizes expeditions to remote areas.
تامینکننده برنامههای سفر به مناطق دورافتاده را سازماندهی میکند.
The outfitter stocks a wide range of outdoor gear.
تامینکننده انواع گستردهای از تجهیزات فضای باز را دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید