outlasted

[ایالات متحده]/aʊtˈlɑːstɪd/
[بریتانیا]/aʊtˈlæstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای زندگی کردن یا طولانی‌تر از چیزی یا کسی دوام آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

outlasted the storm

از طوفان جان سالم بدر رفت

outlasted the competition

بر رقیب غلبه کرد

outlasted expectations

از انتظارات بهتر عمل کرد

outlasted the trend

از روندها پیشی گرفت

outlasted the crisis

از بحران جان سالم بدر برد

outlasted the rivalry

از رقابت جان سالم بدر برد

outlasted the years

طول عمر کرد

outlasted the test

از آزمون سربلند بیرون آمد

outlasted the challenge

از چالش‌ها عبور کرد

outlasted the seasons

از فصول گذراند

جملات نمونه

her determination outlasted all the challenges she faced.

عزیمت او بر همه چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو شد، دوام آورد.

the ancient tree has outlasted many generations.

درخت باستانی، نسل‌های زیادی را پشت سر گذاشته است.

his legacy will surely outlast him.

ارثیه او مطمئناً از او پیشی خواهد گرفت.

the company outlasted its competitors during the recession.

شرکت در طول رکود، از رقبای خود پیشی گرفت.

friendships that are genuine often outlast superficial ones.

دوستی‌هایی که واقعی هستند، اغلب از روابط سطحی دوام بیشتری می‌آورند.

that tradition has outlasted the test of time.

آن سنت، آزمون زمان را پشت سر گذاشته است.

she hopes her influence will outlast her career.

او امیدوار است که تأثیر او از حرفه او بیشتر طول بکشد.

some species have outlasted the extinction events on earth.

برخی از گونه‌ها، رویدادهای انقراض روی زمین را پشت سر گذاشته‌اند.

the memories of that day have outlasted the years.

خاطرات آن روز، سال‌ها را پشت سر گذاشته است.

his passion for music outlasted all his other interests.

اشتیاق او به موسیقی، از همه علایق دیگر او بیشتر دوام آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید