perished in fire
در آتش جان باخت
perished from hunger
جان باختند به دلیل گرسنگی
perished in battle
در نبرد جان باختند
perished at sea
در دریا جان باختند
perished in silence
در سکوت جان باختند
perished without trace
بدون هیچ ردی جان باختند
perished from cold
به دلیل سرما جان باختند
perished in darkness
در تاریکی جان باختند
perished in vain
بیهوده جان باختند
perished by neglect
به دلیل بیتوجهی جان باختند
the ancient civilization perished due to a series of natural disasters.
تمدن باستانی به دلیل مجموعهای از بلایای طبیعی از بین رفت.
many species have perished because of climate change.
بسیاری از گونهها به دلیل تغییرات آب و هوایی از بین رفتهاند.
he believed that his dreams had perished after the failure.
او معتقد بود که رویاهایش پس از شکست از بین رفتهاند.
the once-thriving town has perished into a ghost town.
شهر آباد آن زمانی به یک شهر ارواح تبدیل شده است.
countless lives perished during the war.
در طول جنگ جانهای بیشماری از بین رفت.
the documents perished in the fire.
اسناد در آتش سوختند و از بین رفتند.
her hopes of a better future perished with the news.
امید او برای داشتن آیندهای بهتر با این خبر از بین رفت.
many traditions have perished over the years.
بسیاری از سنتها در طول سالها از بین رفتهاند.
he felt that his innocence had perished in the harsh reality.
او احساس کرد که معصومیتش در واقعیت تلخ از بین رفته است.
the artifacts perished in the archaeological dig.
اشیای باستانی در حفرات باستانشناسی از بین رفتند.
perished in fire
در آتش جان باخت
perished from hunger
جان باختند به دلیل گرسنگی
perished in battle
در نبرد جان باختند
perished at sea
در دریا جان باختند
perished in silence
در سکوت جان باختند
perished without trace
بدون هیچ ردی جان باختند
perished from cold
به دلیل سرما جان باختند
perished in darkness
در تاریکی جان باختند
perished in vain
بیهوده جان باختند
perished by neglect
به دلیل بیتوجهی جان باختند
the ancient civilization perished due to a series of natural disasters.
تمدن باستانی به دلیل مجموعهای از بلایای طبیعی از بین رفت.
many species have perished because of climate change.
بسیاری از گونهها به دلیل تغییرات آب و هوایی از بین رفتهاند.
he believed that his dreams had perished after the failure.
او معتقد بود که رویاهایش پس از شکست از بین رفتهاند.
the once-thriving town has perished into a ghost town.
شهر آباد آن زمانی به یک شهر ارواح تبدیل شده است.
countless lives perished during the war.
در طول جنگ جانهای بیشماری از بین رفت.
the documents perished in the fire.
اسناد در آتش سوختند و از بین رفتند.
her hopes of a better future perished with the news.
امید او برای داشتن آیندهای بهتر با این خبر از بین رفت.
many traditions have perished over the years.
بسیاری از سنتها در طول سالها از بین رفتهاند.
he felt that his innocence had perished in the harsh reality.
او احساس کرد که معصومیتش در واقعیت تلخ از بین رفته است.
the artifacts perished in the archaeological dig.
اشیای باستانی در حفرات باستانشناسی از بین رفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید