perished

[ایالات متحده]/ˈpɛrɪʃt/
[بریتانیا]/ˈpɛrɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مردن یا وجود نداشتن؛ پوسیدن یا خراب شدن؛ پژمرده شدن یا نابود شدن
adj. بسیار سرد احساس کردن؛ شکننده

عبارات و ترکیب‌ها

perished in fire

در آتش جان باخت

perished from hunger

جان باختند به دلیل گرسنگی

perished in battle

در نبرد جان باختند

perished at sea

در دریا جان باختند

perished in silence

در سکوت جان باختند

perished without trace

بدون هیچ ردی جان باختند

perished from cold

به دلیل سرما جان باختند

perished in darkness

در تاریکی جان باختند

perished in vain

بیهوده جان باختند

perished by neglect

به دلیل بی‌توجهی جان باختند

جملات نمونه

the ancient civilization perished due to a series of natural disasters.

تمدن باستانی به دلیل مجموعه‌ای از بلایای طبیعی از بین رفت.

many species have perished because of climate change.

بسیاری از گونه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی از بین رفته‌اند.

he believed that his dreams had perished after the failure.

او معتقد بود که رویاهایش پس از شکست از بین رفته‌اند.

the once-thriving town has perished into a ghost town.

شهر آباد آن زمانی به یک شهر ارواح تبدیل شده است.

countless lives perished during the war.

در طول جنگ جان‌های بی‌شماری از بین رفت.

the documents perished in the fire.

اسناد در آتش سوختند و از بین رفتند.

her hopes of a better future perished with the news.

امید او برای داشتن آینده‌ای بهتر با این خبر از بین رفت.

many traditions have perished over the years.

بسیاری از سنت‌ها در طول سال‌ها از بین رفته‌اند.

he felt that his innocence had perished in the harsh reality.

او احساس کرد که معصومیتش در واقعیت تلخ از بین رفته است.

the artifacts perished in the archaeological dig.

اشیای باستانی در حفرات باستان‌شناسی از بین رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید