prevailed

[ایالات متحده]/prɪˈveɪld/
[بریتانیا]/prɪˈveɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پیروزی یا موفقیت به دست آوردن؛ به طور گسترده یا به طور کلی مورد استفاده قرار گرفتن؛ متقاعد کردن یا قانع کردن؛ پذیرفته یا شناخته شدن

عبارات و ترکیب‌ها

justice prevailed

عدالت پیروز شد

truth prevailed

حقیقت پیروز شد

order prevailed

نظم پیروز شد

reason prevailed

عقل پیروز شد

peace prevailed

صلح پیروز شد

wisdom prevailed

خرد پیروز شد

courage prevailed

شجاعت پیروز شد

love prevailed

عشق پیروز شد

hope prevailed

امید پیروز شد

fairness prevailed

انصاف پیروز شد

جملات نمونه

in the end, reason prevailed over emotion.

در نهایت، عقل بر احساس غلبه کرد.

justice must prevail in every situation.

عدالت باید در هر شرایطی حاکم باشد.

despite the challenges, hope prevailed.

با وجود چالش‌ها، امید پیروز شد.

her determination prevailed against all odds.

پشتکار او برغم تمام مشکلات پیروز شد.

in the debate, logic prevailed.

در بحث، منطق حاکم شد.

unity prevailed among the team members.

اتحاد در میان اعضای تیم حاکم شد.

in the competition, skill prevailed over luck.

در مسابقه، مهارت بر شانس غلبه کرد.

after much discussion, a consensus prevailed.

پس از بحث‌های فراوان، اجماع حکمفرما شد.

in history, democracy has often prevailed.

در طول تاریخ، دموکراسی اغلب پیروز شده است.

ultimately, love prevailed in their relationship.

در نهایت، عشق در رابطه آنها پیروز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید