outmaneuvering

[ایالات متحده]/aʊt.məˈnjuː.vər.ɪŋ/
[بریتانیا]/aʊt.məˈnuː.vər.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای به دست آوردن مزیت بر کسی با استفاده از تاکتیک‌های هوشمندانه

عبارات و ترکیب‌ها

outmaneuvering opponents

اجتناب از حریفان

outmaneuvering rivals

اجتناب از رقیبان

outmaneuvering challenges

اجتناب از چالش‌ها

outmaneuvering obstacles

اجتناب از موانع

outmaneuvering enemies

اجتناب از دشمنان

outmaneuvering the competition

اجتناب از رقابت

outmaneuvering expectations

اجتناب از انتظارات

outmaneuvering the system

اجتناب از سیستم

outmaneuvering strategies

اجتناب از استراتژی‌ها

outmaneuvering tactics

اجتناب از تاکتیک‌ها

جملات نمونه

he excelled at outmaneuvering his opponents in chess.

او در غلبه بر حریفان خود در شطرنج مهارت داشت.

outmaneuvering the competition requires creativity and strategy.

غلبه بر رقابت نیاز به خلاقیت و استراتژی دارد.

she was skilled at outmaneuvering her rivals in the business world.

او در غلبه بر رقبای خود در دنیای کسب و کار مهارت داشت.

the team focused on outmaneuvering their rivals during the match.

تیم بر غلبه بر رقبای خود در طول مسابقه تمرکز کرد.

outmaneuvering the enemy was crucial for their success.

غلبه بر دشمن برای موفقیت آنها حیاتی بود.

outmaneuvering the obstacles required quick thinking and agility.

غلبه بر موانع نیاز به تفکر سریع و چابکی داشت.

the athlete was praised for outmaneuvering his opponents on the field.

ورزشکار به خاطر غلبه بر حریفان خود در زمین مورد تحسین قرار گرفت.

outmaneuvering the strict regulations can be challenging for startups.

غلبه بر مقررات سختگیرانه می تواند برای استارت آپ ها چالش برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید