defeating

[ایالات متحده]/dɪˈfiːtɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈfiːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از شکست؛ پیروزی بر؛ ممانعت یا غلبه بر؛ گیج یا سردرگم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

defeating the odds

غلبه بر احتمالات

defeating an enemy

غلبه بر دشمن

defeating fear

غلبه بر ترس

defeating challenges

غلبه بر چالش‌ها

defeating doubts

غلبه بر تردیدها

defeating temptation

غلبه بر وسوسه

defeating limits

غلبه بر محدودیت‌ها

defeating negativity

غلبه بر منفی‌گرایی

defeating adversity

غلبه بر سختی‌ها

defeating obstacles

غلبه بر موانع

جملات نمونه

defeating the enemy was our top priority.

شکست دادن دشمن اولویت اصلی ما بود.

she found satisfaction in defeating her personal best.

او در شکستن رکورد شخصی خود احساس رضایت کرد.

defeating the odds, he achieved his dreams.

با وجود تمام مشکلات، او به رویاهایش دست یافت.

the team celebrated after defeating their rivals.

تیم پس از شکست دادن رقبایشان جشن گرفتند.

defeating fear is essential for personal growth.

غلبه بر ترس برای رشد شخصی ضروری است.

they focused on defeating the challenges ahead.

آنها بر شکست دادن چالش های پیش رو تمرکز کردند.

defeating the champion was a huge accomplishment.

شکست دادن قهرمان یک دستاورد بزرگ بود.

he is known for defeating tough opponents.

او به خاطر شکست دادن حریفان سرسخت مشهور است.

defeating procrastination can lead to success.

غلبه بر تعلل می تواند منجر به موفقیت شود.

defeating negativity is important for mental health.

غلبه بر منفی گرایی برای سلامت روان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید