outwitting

[ایالات متحده]/aʊtˈwɪtɪŋ/
[بریتانیا]/aʊtˈwɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را با هوش بیشتر شکست دادن یا فریب دادن

عبارات و ترکیب‌ها

outwitting the enemy

غلبه بر دشمن

outwitting the trap

غلبه بر تله

outwitting the competition

غلبه بر رقابت

outwitting the system

غلبه بر سیستم

outwitting the opponent

غلبه بر حریف

outwitting the odds

غلبه بر شانس‌ها

outwitting the rules

غلبه بر قوانین

outwitting the game

غلبه بر بازی

outwitting the police

غلبه بر پلیس

outwitting the rivals

غلبه بر رقیبان

جملات نمونه

he was known for outwitting his opponents in chess.

او به خاطر فریب دادن حریفانش در شطرنج مشهور بود.

she enjoys outwitting her friends in games.

او از فریب دادن دوستانش در بازی ها لذت می برد.

outwitting the system requires clever strategies.

فریب دادن سیستم نیاز به استراتژی های زیرکانه دارد.

the detective was skilled at outwitting criminals.

مامور پلیس در فریب دادن مجرمان مهارت داشت.

outwitting the competition is key to success.

فریب دادن رقبا کلید موفقیت است.

he prides himself on outwitting even the smartest rivals.

او به فریب دادن حتی باهوش ترین رقبای خود افتخار می کند.

outwitting a stubborn opponent can be quite challenging.

فریب دادن یک حریف سرسخت می تواند بسیار چالش برانگیز باشد.

she has a talent for outwitting her colleagues.

او استعداد فریب دادن همکارانش را دارد.

outwitting the puzzle required creative thinking.

فریب دادن معما به تفکر خلاق نیاز داشت.

they succeeded in outwitting the security measures.

آنها در فریب دادن اقدامات امنیتی موفق شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید