outpourings

[ایالات متحده]/ˈaʊtˌpɔːrɪŋz/
[بریتانیا]/ˈaʊtˌpɔrɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ریختن یا ابراز احساسات، افکار، یا عواطف به طور آزاد

عبارات و ترکیب‌ها

emotional outpourings

جریان عاطفی

public outpourings

جریان عمومی

outpourings of love

جریان عشق

outpourings of grief

جریان غم و اندوه

outpourings of support

جریان حمایت

outpourings of joy

جریان شادی

outpourings of emotion

جریان احساسات

outpourings of creativity

جریان خلاقیت

outpourings of gratitude

جریان قدردانی

outpourings of feelings

جریان احساسات

جملات نمونه

the artist's outpourings reflected her deep emotions.

نوشتارها و بیان‌های هنرمند بازتابی از احساسات عمیق او بود.

his outpourings of gratitude were heartfelt.

بیان قدردانی او از صمیم قلب بود.

the poet's outpourings captured the essence of love.

بیان‌های شاعرانه، جوهر عشق را به تصویر کشید.

her outpourings during the interview were surprising.

بیان‌های او در طول مصاحبه غیرمنتظره بود.

the outpourings of support from the community were overwhelming.

حمایت‌های جامعه بسیار زیاد و طاقت‌فرسا بود.

his emotional outpourings were difficult to contain.

بیان احساسی او را به سختی می‌توانست کنترل کند.

the outpourings of creativity in the workshop inspired everyone.

خلاقیت‌های بیان شده در کارگاه، الهام‌بخش همه بود.

she shared her outpourings of joy with her friends.

او شادی‌های خود را با دوستانش به اشتراک گذاشت.

the outpourings of sorrow at the memorial were palpable.

غم و اندوه در مراسم یادبود قابل لمس بود.

his outpourings during the speech moved the audience.

بیان‌های او در طول سخنرانی، مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید