overbaked cookies
کوکیهای پخته شده بیش از حد
too overbaked
بیش از حد پخته شده
overbaked bread
خمیر پخته شده بیش از حد
being overbaked
در حال پخته شدن بیش از حد
find overbaked
پیدا کردن پخته شده بیش از حد
slightly overbaked
کمی پخته شده بیش از حد
overbaked crust
پوست پخته شده بیش از حد
they're overbaked
آنها پخته شده بیش از حد هستند
cake overbaked
کیک پخته شده بیش از حد
the cookies were overbaked and tasted bitter.
کوکیها بیش از حد پеченه شده و تلخ بودند.
we accidentally overbaked the cake, so it was dry.
ما به طور غلط کیک را بیش از حد پеченه کردیم، بنابراین خشک شده بود.
the bread was overbaked around the edges.
نان در اطراف لبهها بیش از حد پеченه شده بود.
don't overbake the potatoes; they'll get hard.
پیتزا را بیش از حد پеченه نکنید، سخت میشود.
the muffins were slightly overbaked, but still good.
مافینها کمی بیش از حد پеченه شده بودند، اما هنوز خوب بودند.
the pie crust was overbaked and cracked.
پاییزی که سخت شده بود و شکسته شده بود.
i didn't want the pizza overbaked, so i watched it closely.
من نمیخواستم پیتزا را بیش از حد پеченه کنم، بنابراین آن را با دقت نظارت میکردم.
the brownies were overbaked and crumbly.
برونیها بیش از حد پеченه شده و خرد شده بودند.
the chef apologized for the overbaked soufflé.
شکیف بازیابی از سوی پовар برای سوئفلهای که بیش از حد پеченه شده بود.
the fish was overbaked and dry, a real disappointment.
ماهی بیش از حد پеченه شده و خشک بود، واقعاً ناامید کننده بود.
we need to lower the oven temperature to avoid overbaking.
ما نیاز داریم دمای اولی را کاهش دهیم تا از پеченه شدن بیش از حد جلوگیری کنیم.
overbaked cookies
کوکیهای پخته شده بیش از حد
too overbaked
بیش از حد پخته شده
overbaked bread
خمیر پخته شده بیش از حد
being overbaked
در حال پخته شدن بیش از حد
find overbaked
پیدا کردن پخته شده بیش از حد
slightly overbaked
کمی پخته شده بیش از حد
overbaked crust
پوست پخته شده بیش از حد
they're overbaked
آنها پخته شده بیش از حد هستند
cake overbaked
کیک پخته شده بیش از حد
the cookies were overbaked and tasted bitter.
کوکیها بیش از حد پеченه شده و تلخ بودند.
we accidentally overbaked the cake, so it was dry.
ما به طور غلط کیک را بیش از حد پеченه کردیم، بنابراین خشک شده بود.
the bread was overbaked around the edges.
نان در اطراف لبهها بیش از حد پеченه شده بود.
don't overbake the potatoes; they'll get hard.
پیتزا را بیش از حد پеченه نکنید، سخت میشود.
the muffins were slightly overbaked, but still good.
مافینها کمی بیش از حد پеченه شده بودند، اما هنوز خوب بودند.
the pie crust was overbaked and cracked.
پاییزی که سخت شده بود و شکسته شده بود.
i didn't want the pizza overbaked, so i watched it closely.
من نمیخواستم پیتزا را بیش از حد پеченه کنم، بنابراین آن را با دقت نظارت میکردم.
the brownies were overbaked and crumbly.
برونیها بیش از حد پеченه شده و خرد شده بودند.
the chef apologized for the overbaked soufflé.
شکیف بازیابی از سوی پовар برای سوئفلهای که بیش از حد پеченه شده بود.
the fish was overbaked and dry, a real disappointment.
ماهی بیش از حد پеченه شده و خشک بود، واقعاً ناامید کننده بود.
we need to lower the oven temperature to avoid overbaking.
ما نیاز داریم دمای اولی را کاهش دهیم تا از پеченه شدن بیش از حد جلوگیری کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید