overdramatization

[ایالات متحده]/ˌəʊvədrəˌmætɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌoʊvədrəˌmætɪˈzeɪʃən/

ترجمه

n. عمل ساختن چیزی به نظر دراماتیک‌تر یا هیجان‌انگیزتر از آنچه هست، با اغراق در جزئیات.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid overdramatization

از اغراق‌گویی پرهیز کنید

prone to overdramatization

مغرضانه اغراق

media overdramatization

اغراق رسانه

engage in overdramatization

در اغراق‌گویی شرکت کنید

without overdramatization

بدون اغراق‌گویی

tendency toward overdramatization

تمایل به اغراق‌گویی

constant overdramatization

اغراق‌گویی مداوم

overdramatization in media

اغراق در رسانه

excessive overdramatization

اغراق بیش از حد

جملات نمونه

the movie's overdramatization of historical events drew criticism from historians.

تک‌دراماتیزه‌کردن بیش از حد رویدادهای تاریخی در فیلم باعث انتقاد مورخان شد.

her overdramatization of the minor injury made it seem like a serious accident.

تک‌دراماتیزه‌کردن بیش از حد آسیب جزئی باعث شد که به نظر برسد یک حادثه جدی رخ داده است.

the play suffered from excessive overdramatization, losing its emotional impact.

نمایش دچار تک‌دراماتیزه‌کردن بیش از حد شد و تاثیر احساسی خود را از دست داد.

news channels often engage in overdramatization to boost ratings.

شبکه‌های خبری اغلب برای افزایش ریتینگ به تک‌دراماتیزه‌کردن روی می‌آورند.

the documentary avoided overdramatization, presenting facts objectively.

مستند از تک‌دراماتیزه‌کردن اجتناب کرد و حقایق را به طور عینی ارائه داد.

his overdramatization of workplace stress was met with skepticism.

تک‌دراماتیزه‌کردن بیش از حد او از استرس محیط کار با شک و تردید روبرو شد.

the novel's overdramatization of romance felt unrealistic to readers.

تک‌دراماتیزه‌کردن بیش از حد رمانتیک در رمان برای خوانندگان غیرواقعی به نظر می‌رسید.

political campaigns frequently involve overdramatization of opponents' flaws.

کمپین‌های سیاسی اغلب شامل تک‌دراماتیزه‌کردن عیوب حریفان می‌شود.

reality tv shows often rely on overdramatization to create artificial conflict.

برنامه‌های تلویزیونی واقعیت اغلب برای ایجاد درگیری مصنوعی به تک‌دراماتیزه‌کردن متکی هستند.

the witness was accused of overdramatization during the trial testimony.

شهود به تک‌دراماتیزه‌کردن در جریان شهادت دادگاه متهم شد.

critics noted the overdramatization in the politician's emotional speech.

منتقدان به تک‌دراماتیزه‌کردن در سخنرانی احساسی سیاستمدار اشاره کردند.

social media influencers sometimes use overdramatization to gain attention.

تاثیرگذاران رسانه‌های اجتماعی گاهی اوقات از تک‌دراماتیزه‌کردن برای جلب توجه استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید