overhauler

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈhɔːlə/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈhɔːlər/

ترجمه

n. شخصی که بازرسی، تعمیر یا بازسازی کامل انجام می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

master overhauler

تعمیرکننده حرفه‌ای

expert overhauler

تعمیرکننده متخصص

truck overhauler

تعمیرکننده کامیون

engine overhauler

تعمیرکننده موتور

overhauler team

تیم تعمیرکنندگان

overhaulers needed

نیاز به تعمیرکنندگان

hired overhauler

تعمیرکننده استخدام شده

overhauler service

خدمت تعمیرکنندگی

جملات نمونه

the overhauler inspected the engine for worn seals before starting the job.

تعمیرکار قبل از شروع کار، موتور را برای شمع‌های ساییده شده بررسی کرد.

as an experienced overhauler, she follows a detailed checklist on every rebuild.

به عنوان یک تعمیرکار با تجربه، او در هر بازسازی لیست کنترل جزئیات را دنبال می‌کند.

the overhauler replaced faulty bearings and restored the unit to factory specs.

تعمیرکار یاتاقان‌های معیوب را جایگزین کرد و واحد را به مشخصات کارخانه بازگرداند.

we hired an overhauler to perform a complete overhaul of the aging compressor.

ما یک تعمیرکار را استخدام کردیم تا فشرده‌ساز قدیمی را به طور کامل بازسازی کند.

the overhauler diagnosed vibration issues and corrected the alignment.

تعمیرکار مشکلات ارتعاش را تشخیص داد و هم‌راستا کردن را اصلاح کرد.

after the teardown, the overhauler cleaned every component and documented the damage.

پس از تفکیک، تعمیرکار تمام اجزا را پاک کرد و آسیب‌ها را ثبت کرد.

the overhauler ordered oem parts to ensure compatibility and long service life.

تعمیرکار قطعات OEM را سفارش داد تا سازگاری و عمر طولانی خدمات را تضمین کند.

our overhauler works closely with quality control to meet strict standards.

تعمیرکار ما به نزدیکی با کنترل کیفیت کار می‌کند تا به استانداردهای سختگیرانه دست یابد.

the overhauler completed the rebuild on schedule despite a tight turnaround.

تعمیرکار بازسازی را به موقع به پایان رساند، در حالی که زمان تحویل کوتاه بود.

the overhauler performed final testing and signed off on the repair report.

تعمیرکار آزمایش نهایی را انجام داد و گزارش تعمیر را تایید کرد.

during routine maintenance, the overhauler flagged corrosion and recommended replacement.

در حین نگهداری معمولی، تعمیرکار خوردگی را نشان داد و جایگزینی را پیشنهاد داد.

the overhauler calibrated the system and verified the readings under load.

تعمیرکار سیستم را تنظیم کرد و خواندن‌ها را تحت بار تأیید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید