reconditioner

[ایالات متحده]/ˌriːkənˈdɪʃənə/
[بریتانیا]/ˌriːkənˈdɪʃənɚ/

ترجمه

n. یک ماشین یا دستگاه که برای تنظیم، بازتوسیع یا بازپرداخت تجهیزات یا مواد استفاده می‌شود؛ یک دستگاه تصفیه که برای تمیز کردن یا خالص‌سازی یک ماده (مثلاً هوا، آب، روغن) استفاده می‌شود؛ یک دستگاه بازپایانده که برای تجدید یا بازپایانده یک ماده یا محیط استفاده می‌شود؛ یک اتاق یا قسمت تنظیم رطوبت یا تنظیم رطوبت که برای بازگرداندن شرایط رطوبتی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

ac reconditioner

تعمیرکننده AC

air reconditioner

تعمیرکننده هوا

engine reconditioner

تعمیرکننده موتور

used reconditioner

تعمیرکننده دست دوم

reconditioner fluid

مایع تعمیرکننده

reconditioner spray

پاشش تعمیرکننده

reconditioning reconditioner

تعمیرکننده تعمیرکننده

reconditioned reconditioner

تعمیرکننده تعمیر شده

reconditioners in stock

تعمیرکننده های موجود در انبار

buy reconditioner

خرید تعمیرکننده

جملات نمونه

the reconditioner restored the refurbished laptop to like-new performance.

تعمیرکننده دستگاه را به عملکردی نزدیک به جدید بازگرداند.

we hired a certified reconditioner to inspect and repair the returned phones.

ما یک تعمیرکننده معتبر را استخدام کردیم تا تلفن‌های بازگشتی را بررسی و تعمیر کند.

the reconditioner replaced worn parts and ran a full diagnostic test.

تعمیرکننده قطعات فرسوده را جایگزین کرد و یک آزمایش تشخیصی کامل انجام داد.

as a skilled reconditioner, she specializes in rebuilding small engines.

به عنوان یک تعمیرکننده ماهر، او در بازسازی موتورهای کوچک متخصص است.

the reconditioner offered a limited warranty on the reconditioned unit.

تعمیرکننده گارانتی محدودی برای دستگاه تعمیر شده ارائه کرد.

before resale, the reconditioner cleaned the device and updated the firmware.

قبل از فروش مجدد، تعمیرکننده دستگاه را تمیز کرد و نرم‌افزار سیستم را به‌روز رساند.

the reconditioner sourced oem parts to ensure reliable operation.

تعمیرکننده قطعات OEM را جستجو کرد تا عملکرد مطمئنی داشته باشد.

our reconditioner can refurbish the equipment and extend its service life.

تعمیرکننده ما می‌تواند تجهیزات را بازسازی کند و عمر خدمت آن را افزایش دهد.

the reconditioner carefully calibrated the machine after the overhaul.

تعمیرکننده پس از بازسازی به دقت دستگاه را تنظیم کرد.

they chose a trusted reconditioner to handle bulk returns from retailers.

آن‌ها یک تعمیرکننده معتبر را انتخاب کردند تا بازگشت‌های حجم زیاد از فروشندگان را مدیریت کند.

the reconditioner repaired cosmetic defects and tested every function.

تعمیرکننده نقص‌های ظاهری را تعمیر کرد و هر یک از عملکردها را آزمایش کرد.

a local reconditioner refurbished the generator and verified its output.

یک تعمیرکننده محلی ژنراتور را بازسازی کرد و خروجی آن را تأیید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید