ac reconditioner
تعمیرکننده AC
air reconditioner
تعمیرکننده هوا
engine reconditioner
تعمیرکننده موتور
used reconditioner
تعمیرکننده دست دوم
reconditioner fluid
مایع تعمیرکننده
reconditioner spray
پاشش تعمیرکننده
reconditioning reconditioner
تعمیرکننده تعمیرکننده
reconditioned reconditioner
تعمیرکننده تعمیر شده
reconditioners in stock
تعمیرکننده های موجود در انبار
buy reconditioner
خرید تعمیرکننده
the reconditioner restored the refurbished laptop to like-new performance.
تعمیرکننده دستگاه را به عملکردی نزدیک به جدید بازگرداند.
we hired a certified reconditioner to inspect and repair the returned phones.
ما یک تعمیرکننده معتبر را استخدام کردیم تا تلفنهای بازگشتی را بررسی و تعمیر کند.
the reconditioner replaced worn parts and ran a full diagnostic test.
تعمیرکننده قطعات فرسوده را جایگزین کرد و یک آزمایش تشخیصی کامل انجام داد.
as a skilled reconditioner, she specializes in rebuilding small engines.
به عنوان یک تعمیرکننده ماهر، او در بازسازی موتورهای کوچک متخصص است.
the reconditioner offered a limited warranty on the reconditioned unit.
تعمیرکننده گارانتی محدودی برای دستگاه تعمیر شده ارائه کرد.
before resale, the reconditioner cleaned the device and updated the firmware.
قبل از فروش مجدد، تعمیرکننده دستگاه را تمیز کرد و نرمافزار سیستم را بهروز رساند.
the reconditioner sourced oem parts to ensure reliable operation.
تعمیرکننده قطعات OEM را جستجو کرد تا عملکرد مطمئنی داشته باشد.
our reconditioner can refurbish the equipment and extend its service life.
تعمیرکننده ما میتواند تجهیزات را بازسازی کند و عمر خدمت آن را افزایش دهد.
the reconditioner carefully calibrated the machine after the overhaul.
تعمیرکننده پس از بازسازی به دقت دستگاه را تنظیم کرد.
they chose a trusted reconditioner to handle bulk returns from retailers.
آنها یک تعمیرکننده معتبر را انتخاب کردند تا بازگشتهای حجم زیاد از فروشندگان را مدیریت کند.
the reconditioner repaired cosmetic defects and tested every function.
تعمیرکننده نقصهای ظاهری را تعمیر کرد و هر یک از عملکردها را آزمایش کرد.
a local reconditioner refurbished the generator and verified its output.
یک تعمیرکننده محلی ژنراتور را بازسازی کرد و خروجی آن را تأیید کرد.
ac reconditioner
تعمیرکننده AC
air reconditioner
تعمیرکننده هوا
engine reconditioner
تعمیرکننده موتور
used reconditioner
تعمیرکننده دست دوم
reconditioner fluid
مایع تعمیرکننده
reconditioner spray
پاشش تعمیرکننده
reconditioning reconditioner
تعمیرکننده تعمیرکننده
reconditioned reconditioner
تعمیرکننده تعمیر شده
reconditioners in stock
تعمیرکننده های موجود در انبار
buy reconditioner
خرید تعمیرکننده
the reconditioner restored the refurbished laptop to like-new performance.
تعمیرکننده دستگاه را به عملکردی نزدیک به جدید بازگرداند.
we hired a certified reconditioner to inspect and repair the returned phones.
ما یک تعمیرکننده معتبر را استخدام کردیم تا تلفنهای بازگشتی را بررسی و تعمیر کند.
the reconditioner replaced worn parts and ran a full diagnostic test.
تعمیرکننده قطعات فرسوده را جایگزین کرد و یک آزمایش تشخیصی کامل انجام داد.
as a skilled reconditioner, she specializes in rebuilding small engines.
به عنوان یک تعمیرکننده ماهر، او در بازسازی موتورهای کوچک متخصص است.
the reconditioner offered a limited warranty on the reconditioned unit.
تعمیرکننده گارانتی محدودی برای دستگاه تعمیر شده ارائه کرد.
before resale, the reconditioner cleaned the device and updated the firmware.
قبل از فروش مجدد، تعمیرکننده دستگاه را تمیز کرد و نرمافزار سیستم را بهروز رساند.
the reconditioner sourced oem parts to ensure reliable operation.
تعمیرکننده قطعات OEM را جستجو کرد تا عملکرد مطمئنی داشته باشد.
our reconditioner can refurbish the equipment and extend its service life.
تعمیرکننده ما میتواند تجهیزات را بازسازی کند و عمر خدمت آن را افزایش دهد.
the reconditioner carefully calibrated the machine after the overhaul.
تعمیرکننده پس از بازسازی به دقت دستگاه را تنظیم کرد.
they chose a trusted reconditioner to handle bulk returns from retailers.
آنها یک تعمیرکننده معتبر را انتخاب کردند تا بازگشتهای حجم زیاد از فروشندگان را مدیریت کند.
the reconditioner repaired cosmetic defects and tested every function.
تعمیرکننده نقصهای ظاهری را تعمیر کرد و هر یک از عملکردها را آزمایش کرد.
a local reconditioner refurbished the generator and verified its output.
یک تعمیرکننده محلی ژنراتور را بازسازی کرد و خروجی آن را تأیید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید