overindulged child
کودک بیشاشتها
overindulged pet
حیوان خانگی بیشاشتها
overindulged lifestyle
سبک زندگی بیشاشتها
overindulged guests
مهمانان بیشاشتها
overindulged teenager
نوجوان بیشاشتها
overindulged habits
عادتهای بیشاشتها
overindulged behavior
رفتار بیشاشتها
overindulged spending
هزینههای بیشاشتها
overindulged food
غذاهای بیشاشتها
overindulged experience
تجربه بیشاشتها
she overindulged in sweets during the holiday season.
او در طول تعطیلات آخر سال در خوردن شیرینیها زیادهروی کرد.
he often overindulged in video games, neglecting his studies.
او اغلب در بازیهای ویدیویی زیادهروی میکرد و از تحصیل غافل میشد.
they overindulged in wine at the party last night.
آنها در مهمانی شب گذشته در نوشیدن شراب زیادهروی کردند.
he realized he had overindulged in his spending habits.
او متوجه شد که در عادات خرج کردن خود زیادهروی کرده است.
she overindulged in her favorite tv series and lost track of time.
او در تماشای سریال مورد علاقهاش زیادهروی کرد و زمان را از دست داد.
he was warned not to overindulge in his hobbies.
به او هشدار داده شد که در سرگرمیهای خود زیادهروی نکند.
she often overindulged in her passion for shopping.
او اغلب در اشتیاق خود به خرید زیادهروی میکرد.
overindulged child
کودک بیشاشتها
overindulged pet
حیوان خانگی بیشاشتها
overindulged lifestyle
سبک زندگی بیشاشتها
overindulged guests
مهمانان بیشاشتها
overindulged teenager
نوجوان بیشاشتها
overindulged habits
عادتهای بیشاشتها
overindulged behavior
رفتار بیشاشتها
overindulged spending
هزینههای بیشاشتها
overindulged food
غذاهای بیشاشتها
overindulged experience
تجربه بیشاشتها
she overindulged in sweets during the holiday season.
او در طول تعطیلات آخر سال در خوردن شیرینیها زیادهروی کرد.
he often overindulged in video games, neglecting his studies.
او اغلب در بازیهای ویدیویی زیادهروی میکرد و از تحصیل غافل میشد.
they overindulged in wine at the party last night.
آنها در مهمانی شب گذشته در نوشیدن شراب زیادهروی کردند.
he realized he had overindulged in his spending habits.
او متوجه شد که در عادات خرج کردن خود زیادهروی کرده است.
she overindulged in her favorite tv series and lost track of time.
او در تماشای سریال مورد علاقهاش زیادهروی کرد و زمان را از دست داد.
he was warned not to overindulge in his hobbies.
به او هشدار داده شد که در سرگرمیهای خود زیادهروی نکند.
she often overindulged in her passion for shopping.
او اغلب در اشتیاق خود به خرید زیادهروی میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید