overpromising

[ایالات متحده]/[ˈəʊvəˈprɒmɪsɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈoʊvərˈprɒmɪsɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تمایل به اعطای وعد بیش از حد.
v. اعلام کردن که چیزی را انجام خواهید داد یا چیزی بهتر به دست خواهید آورد که احتمالاً قادر به آن نیستید.
n. عمل اعطای وعد بیش از حد.

عبارات و ترکیب‌ها

overpromising delivery

ارسال بیش از حد قول

avoid overpromising

از قول بیش از حد پرهیز کنید

overpromising risks

ریسک‌های قول بیش از حد

stop overpromising

از قول بیش از حد پرهیز کنید

overpromising project

پروژه‌ی قول بیش از حد

prevent overpromising

از قول بیش از حد جلوگیری کنید

overpromising client

مشتری قول بیش از حد

overpromising situation

وضعیت قول بیش از حد

overpromising leads

نامه‌های قول بیش از حد

جملات نمونه

the project manager was reprimanded for consistently overpromising delivery dates.

مدیر پروژه به دلیل اینکه به طور مداوم تحویل زمان‌های انجام پروژه را بیش از حد اعلام می‌کرد، مورد انتقاد قرار گرفت.

we need to avoid overpromising features to potential clients during sales pitches.

ما باید در حین ارائه پیشنهادهای فروش، ویژگی‌ها را به مشتریان پتانسیل بیش از حد اعلام نکنیم.

the company's reputation suffered from overpromising and underdelivering on its promises.

این شرکت به دلیل اینکه اعلام‌های خود را بیش از حد می‌کرد و در عمل آن‌ها را به طور کافی انجام نمی‌داد، به شهرت خود آسیب وارد کرد.

it's crucial to manage expectations and avoid overpromising the product's capabilities.

مدیریت انتظارات و اجتناب از اعلام بیش از حد قابلیت‌های محصول بسیار مهم است.

the marketing team was accused of overpromising the results of the new campaign.

تیم بازاریابی متهم شد که نتایج حمله تبلیغاتی جدید را بیش از حد اعلام کرده‌اند.

we learned a valuable lesson about not overpromising when dealing with investors.

ما در مورد اینکه وقتی با سرمایه‌گذاران کار می‌کنیم، بیش از حد اعلام نکنیم، درسی ارزشمند یاد گرفتیم.

the politician's campaign was criticized for overpromising on tax cuts.

حمله انتخاباتی سیاستمدار به دلیل اینکه در مورد کاهش مالیات بیش از حد اعلام می‌کرد، مورد انتقاد قرار گرفت.

the contract clearly stated that we wouldn't be overpromising on the timeline.

قرارداد به روشنی بیان می‌کرد که ما در مورد زمان‌بندی بیش از حد اعلام نخواهیم کرد.

overpromising can lead to dissatisfied customers and negative reviews.

اعلام بیش از حد می‌تواند منجر به مشتریان ناراضی و نظرات منفی شود.

the consultant warned against overpromising a quick fix for the company's problems.

مجری به این امر هشدار داد که اعلام بیش از حد یک راه‌حل سریع برای مشکلات شرکت را انجام ندهید.

we need to be realistic and avoid overpromising the team's capacity.

ما باید واقع‌گرایانه باشیم و ظرفیت تیم را بیش از حد اعلام نکنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید