cost overruns
اضافه بار هزینه
schedule overruns
تجاوز از برنامه زمانبندی
budget overruns
تجاوز از بودجه
time overruns
تجاوز از زمان
project overruns
تجاوز از پروژه
resource overruns
تجاوز از منابع
expense overruns
تجاوز از هزینه ها
work overruns
تجاوز از کار
timeframe overruns
تجاوز از بازه زمانی
scope overruns
تجاوز از دامنه
the project overruns the budget significantly.
پروژه به طور قابل توجهی بودجه را افزایش میدهد.
our meeting overruns the scheduled time.
جلسه ما از زمان برنامه ریزی شده بیشتر طول میکشد.
the construction overruns due to unexpected delays.
ساخت و ساز به دلیل تأخیرهای غیرمنتظره افزایش مییابد.
the event overruns the planned duration.
رویداد از مدت زمان برنامه ریزی شده بیشتر طول میکشد.
traffic overruns during rush hour are common.
ترافیک در ساعات شلوغی معمولاً افزایش مییابد.
the budget overruns have caused concern.
افزایش بودجه باعث نگرانی شده است.
production overruns can affect delivery schedules.
افزایش تولید میتواند بر زمان تحویل تأثیر بگذارد.
his speech overruns the allotted time.
سخنرانی او از زمان تعیین شده بیشتر طول میکشد.
the film overruns its original runtime by 20 minutes.
فیلم نسبت به مدت زمان اصلی خود 20 دقیقه بیشتر طول میکشد.
overruns in costs can lead to project failure.
افزایش هزینهها میتواند منجر به شکست پروژه شود.
cost overruns
اضافه بار هزینه
schedule overruns
تجاوز از برنامه زمانبندی
budget overruns
تجاوز از بودجه
time overruns
تجاوز از زمان
project overruns
تجاوز از پروژه
resource overruns
تجاوز از منابع
expense overruns
تجاوز از هزینه ها
work overruns
تجاوز از کار
timeframe overruns
تجاوز از بازه زمانی
scope overruns
تجاوز از دامنه
the project overruns the budget significantly.
پروژه به طور قابل توجهی بودجه را افزایش میدهد.
our meeting overruns the scheduled time.
جلسه ما از زمان برنامه ریزی شده بیشتر طول میکشد.
the construction overruns due to unexpected delays.
ساخت و ساز به دلیل تأخیرهای غیرمنتظره افزایش مییابد.
the event overruns the planned duration.
رویداد از مدت زمان برنامه ریزی شده بیشتر طول میکشد.
traffic overruns during rush hour are common.
ترافیک در ساعات شلوغی معمولاً افزایش مییابد.
the budget overruns have caused concern.
افزایش بودجه باعث نگرانی شده است.
production overruns can affect delivery schedules.
افزایش تولید میتواند بر زمان تحویل تأثیر بگذارد.
his speech overruns the allotted time.
سخنرانی او از زمان تعیین شده بیشتر طول میکشد.
the film overruns its original runtime by 20 minutes.
فیلم نسبت به مدت زمان اصلی خود 20 دقیقه بیشتر طول میکشد.
overruns in costs can lead to project failure.
افزایش هزینهها میتواند منجر به شکست پروژه شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید