overtaken

[ایالات متحده]/əʊvəˈteɪkən/
[بریتانیا]/oʊvərˈteɪkən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی participle از overtake

عبارات و ترکیب‌ها

overtaken by surprise

غافلگیر شدن

overtaken by events

غرق شدن در اتفاقات

overtaken by time

در گذر زمان غرق شدن

overtaken at last

در نهایت غلبه کردن

overtaken in traffic

در ترافیک پیشی گرفتن

overtaken in speed

در سرعت پیشی گرفتن

overtaken by competitors

از سوی رقبا پیشی گرفتن

overtaken by circumstances

در اثر شرایط پیشی گرفتن

overtaken unexpectedly

به طور غیرمنتظره پیشی گرفتن

جملات نمونه

the car was overtaken by a faster vehicle.

ماشین توسط یک وسیله نقلیه سریع‌تر سبقت گرفته شد.

she felt relieved after being overtaken by her friend.

او بعد از اینکه دوستش از او سبقت گرفت احساس رهایی کرد.

he was overtaken by a wave of nostalgia.

او غرق در یک موج نوستالژی شد.

the team was overtaken in the final minutes of the game.

در دقایق پایانی بازی، تیم از حریف سبقت گرفته شد.

she had never overtaken anyone in a race before.

او تا به حال در مسابقه از کسی سبقت نگرفته بود.

the new technology has overtaken older methods.

فناوری جدید روش‌های قدیمی را کنار زده است.

he was overtaken by fatigue during the long hike.

او در طول پیاده‌روی طولانی، دچار خستگی شد.

they were overtaken by events beyond their control.

آنها تسلیم وقایعی شدند که از کنترل آنها خارج بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید