| زمان گذشته | overturned |
| قسمت سوم فعل | overturned |
He overturned the lamp.
او چراغ را واژگون کرد.
The rebels overturned the government.
شورشیان دولت را سرنگون کردند.
Raise the overturned lamp.
چراغ واژگون شده را بلند کن.
the results overturned previous findings.
نتایج یافتههای قبلی را نقض کرد.
their convictions were overturned on a technicality.
محکومیت آنها به دلیل یک ایراد فنی لغو شد.
it is rare for a bill's main proposals to be overturned by amendment.
نادر است که پیشنهادات اصلی یک لایحه توسط اصلاحات نقض شود.
This argument seems convincing, but is easily overturned.
به نظر میرسد این استدلال قانعکننده است، اما به راحتی قابل نقض است.
in the tradition of all best-laid plans, subsequent events overturned the scheme.
در سنت تمام طرحهای خوب، وقایع بعدی طرح را نقض کرد.
He overturned the lamp.
او چراغ را واژگون کرد.
The rebels overturned the government.
شورشیان دولت را سرنگون کردند.
Raise the overturned lamp.
چراغ واژگون شده را بلند کن.
the results overturned previous findings.
نتایج یافتههای قبلی را نقض کرد.
their convictions were overturned on a technicality.
محکومیت آنها به دلیل یک ایراد فنی لغو شد.
it is rare for a bill's main proposals to be overturned by amendment.
نادر است که پیشنهادات اصلی یک لایحه توسط اصلاحات نقض شود.
This argument seems convincing, but is easily overturned.
به نظر میرسد این استدلال قانعکننده است، اما به راحتی قابل نقض است.
in the tradition of all best-laid plans, subsequent events overturned the scheme.
در سنت تمام طرحهای خوب، وقایع بعدی طرح را نقض کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید