overthrown

[ایالات متحده]/əʊvəθrəʊn/
[بریتانیا]/oʊvərθroʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکست خورده یا از قدرت برکنار شده است

عبارات و ترکیب‌ها

government overthrown

سرنگونی دولت

regime overthrown

سرنگونی رژیم

monarchy overthrown

سرنگونی سلطنت

dictator overthrown

سرنگونی دیکتاتور

overthrown leader

رهبر سرنگون شده

overthrown regime

رژیم سرنگون شده

overthrown government

دولت سرنگون شده

overthrown authority

سرنگونی قدرت

overthrown power

قدرت سرنگون شده

overthrown system

سرنگونی سیستم

جملات نمونه

the dictator was overthrown in a surprise coup.

دیکتاتور در یک کودتای غافلگیرانه سرنگون شد.

the government was overthrown by the revolutionaries.

دولت توسط انقلابیون سرنگون شد.

the monarchy was overthrown after centuries of rule.

بعد از قرن‌ها حکومت، سلطنت سرنگون شد.

many believe that the corrupt regime should be overthrown.

بسیاری معتقدند که رژیم فاسد باید سرنگون شود.

the old order was overthrown, leading to new policies.

نظام قدیمی سرنگون شد که منجر به سیاست‌های جدید شد.

after the uprising, the oppressive government was finally overthrown.

پس از شورش، دولت ستمگر سرانجام سرنگون شد.

the tyrant was overthrown by the people's will.

ظالم با خواست مردم سرنگون شد.

in history, many empires have been overthrown by their enemies.

در طول تاریخ، بسیاری از امپراتوری‌ها توسط دشمنانشان سرنگون شده‌اند.

the political system was overthrown in a dramatic shift.

در یک تغییر چشمگیر، سیستم سیاسی سرنگون شد.

activists worked tirelessly to see the regime overthrown.

فعال‌ها بی‌وقفه برای سرنگون شدن رژیم تلاش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید