cosseted child
کودک مورد غبطه
cosseted lifestyle
سبک زندگی مورد غبطه
cosseted pet
حیوان خانگی مورد غبطه
cosseted environment
محیط مورد غبطه
cosseted upbringing
پرورش مورد غبطه
cosseted teenager
نوجوان مورد غبطه
cosseted heir
واریس مورد غبطه
cosseted experience
تجربه مورد غبطه
cosseted customer
مشتری مورد غبطه
the cosseted child grew up without any sense of responsibility.
کودک مورد غبطه و نوازش، بدون هیچ حس مسئولیتی بزرگ شد.
she was cosseted by her parents, receiving everything she wanted.
او توسط والدینش مورد نوازش قرار می گرفت و همه چیزهایی که می خواست را به دست می آورد.
in the luxury hotel, guests are cosseted with five-star service.
در هتل لوکس، مهمانان با خدمات پنج ستاره نوازش می شوند.
the dog was cosseted by its owner, living a life of luxury.
سگ توسط صاحبش نوازش می شد و زندگی لوکس و آسایدی داشت.
he cosseted his garden, ensuring every plant was perfectly cared for.
او باغ خود را نوازش می کرد و اطمینان حاصل می کرد که از تمام گیاهان به خوبی مراقبت می شود.
the cosseted lifestyle of the rich is often envied by others.
سبک زندگی مورد غبطه و نوازش افراد ثروتمند اغلب مورد حسادت دیگران قرار می گیرد.
she cosseted her new baby, showering him with love and attention.
او نوزاد جدیدش را نوازش می کرد و او را با عشق و توجه احاطه می کرد.
after years of being cosseted, he found it hard to adapt to reality.
پس از سال ها نوازش و مراقبت، او برای سازگاری با واقعیت تلاش کرد.
the cosseted lifestyle can sometimes lead to unrealistic expectations.
سبک زندگی مورد غبطه و نوازش گاهی اوقات می تواند منجر به انتظارات غیر واقعی شود.
in her cosseted world, challenges were few and far between.
در دنیای مورد غبطه و نوازش او، چالش ها کم و دور بودند.
cosseted child
کودک مورد غبطه
cosseted lifestyle
سبک زندگی مورد غبطه
cosseted pet
حیوان خانگی مورد غبطه
cosseted environment
محیط مورد غبطه
cosseted upbringing
پرورش مورد غبطه
cosseted teenager
نوجوان مورد غبطه
cosseted heir
واریس مورد غبطه
cosseted experience
تجربه مورد غبطه
cosseted customer
مشتری مورد غبطه
the cosseted child grew up without any sense of responsibility.
کودک مورد غبطه و نوازش، بدون هیچ حس مسئولیتی بزرگ شد.
she was cosseted by her parents, receiving everything she wanted.
او توسط والدینش مورد نوازش قرار می گرفت و همه چیزهایی که می خواست را به دست می آورد.
in the luxury hotel, guests are cosseted with five-star service.
در هتل لوکس، مهمانان با خدمات پنج ستاره نوازش می شوند.
the dog was cosseted by its owner, living a life of luxury.
سگ توسط صاحبش نوازش می شد و زندگی لوکس و آسایدی داشت.
he cosseted his garden, ensuring every plant was perfectly cared for.
او باغ خود را نوازش می کرد و اطمینان حاصل می کرد که از تمام گیاهان به خوبی مراقبت می شود.
the cosseted lifestyle of the rich is often envied by others.
سبک زندگی مورد غبطه و نوازش افراد ثروتمند اغلب مورد حسادت دیگران قرار می گیرد.
she cosseted her new baby, showering him with love and attention.
او نوزاد جدیدش را نوازش می کرد و او را با عشق و توجه احاطه می کرد.
after years of being cosseted, he found it hard to adapt to reality.
پس از سال ها نوازش و مراقبت، او برای سازگاری با واقعیت تلاش کرد.
the cosseted lifestyle can sometimes lead to unrealistic expectations.
سبک زندگی مورد غبطه و نوازش گاهی اوقات می تواند منجر به انتظارات غیر واقعی شود.
in her cosseted world, challenges were few and far between.
در دنیای مورد غبطه و نوازش او، چالش ها کم و دور بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید