panegyrical

[ایالات متحده]/ˌpænɪˈdʒɪrɪkəl/
[بریتانیا]/ˌpænɪˈdʒɪrɪkəl/

ترجمه

adj. مربوط به یک پندگویی؛ ابراز تحسین کننده

عبارات و ترکیب‌ها

panegyrical speech

سخنرانی ستایشی

panegyrical tone

لحن ستایشی

panegyrical style

سبک ستایشی

panegyrical tribute

ادای احترام ستایشی

panegyrical remarks

اظهارات ستایشی

panegyrical writings

نوشتار ستایشی

panegyrical praise

تعریف و تمجید ستایشی

panegyrical essay

مقاله ستایشی

panegyrical expression

بیان ستایشی

panegyrical commentary

نظریه ستایشی

جملات نمونه

the panegyrical speech moved everyone in the audience.

سخنرانی ستایشی باعث شد همه حاضران تحت تأثیر قرار گیرند.

his panegyrical remarks about the author were well received.

اظهارات ستایشی او در مورد نویسنده با استقبال خوبی روبرو شد.

the book is a panegyrical tribute to the artist's life.

این کتاب ادای احترام ستایشی به زندگی هنرمند است.

she wrote a panegyrical article celebrating their achievements.

او مقاله‌ای ستایشی در وصف دستاوردهای آنها نوشت.

the panegyrical tone of the review highlighted the film's strengths.

لحن ستایشی نقد و بررسی نقاط قوت فیلم را برجسته کرد.

his panegyrical ode to friendship resonated with many.

غزل ستایشی او در مورد دوستی با بسیاری همخوانی داشت.

the panegyrical nature of her speech inspired the audience.

طبیعت ستایشی سخنرانی او الهام بخش حاضران بود.

they delivered a panegyrical eulogy at the memorial service.

آنها در مراسم یادبود، زبانی ستایشی ایراد کردند.

the panegyrical comments from critics boosted the artist's reputation.

نظرات ستایشی منتقدان باعث افزایش شهرت هنرمند شد.

his panegyrical poem captured the essence of their love.

غزل ستایشی او جوهر عشق آنها را به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید