pantless wonder
عجیب و غریب بدون شلوار
feeling pantless
احساس بیشلواری
pantless child
کودک بیشلوار
being pantless
بودن بیشلوار
suddenly pantless
ناگهان بیشلوار شدن
pantless man
مرد بیشلوار
pantless image
تصویر بیشلوار
pantless state
حالت بیشلواری
quite pantless
خیلی بیشلوار
found pantless
پیدا شدن بیشلوار
the toddler ran around pantless, chasing butterflies in the garden.
کودک کوچک در حیاط بهطوری بیپا شروع به گردش کرد و پروانهها را دنبال میکرد.
he woke up pantless after a wild night at the bachelor party.
پس از یک شب پر از هیجان در جشن تکنفره، او بدون پانتها بیدار شد.
the photo showed a young boy pantless and covered in mud.
عکس یک پسر جوان را نشان میداد که بدون پانتها و پوشیده از لای بود.
despite the cold weather, he insisted on staying pantless.
در این حال که آب و هوا سرد بود، او بهطور یکنواخت بدون پانتها ماند.
the comedian joked about being caught pantless on camera.
کمدیان دربارهی این که در حالی که بدون پانتها بود، توسط دوربین ضبط شده بود، یک جوک گفت.
she found him pantless and asleep on the sofa.
او را در حالی که بدون پانتها و خوابیده روی نشستهخواب بود، پیدا کرد.
the child was pantless and ready for a bath.
کودک بدون پانتها و آمادهی دوش گرفتن بود.
he felt silly realizing he'd left the house pantless.
او احساس کرد که مضحک است که متوجه شده بود که بدون پانتها از خانه رفته است.
the dog watched him, pantless, with a curious expression.
سگ با چهرهای پر از علاقهمندی او را بدون پانتها نگاه میکرد.
the video went viral of a man accidentally pantless on stage.
ویدئوی یک مرد که بهطور غلط بدون پانتها روی مسرح بود، ویروس شد.
she laughed when she saw him pantless in the backyard.
وقتی او را در حیاط پشتی بدون پانتها دید، او خندهزد.
pantless wonder
عجیب و غریب بدون شلوار
feeling pantless
احساس بیشلواری
pantless child
کودک بیشلوار
being pantless
بودن بیشلوار
suddenly pantless
ناگهان بیشلوار شدن
pantless man
مرد بیشلوار
pantless image
تصویر بیشلوار
pantless state
حالت بیشلواری
quite pantless
خیلی بیشلوار
found pantless
پیدا شدن بیشلوار
the toddler ran around pantless, chasing butterflies in the garden.
کودک کوچک در حیاط بهطوری بیپا شروع به گردش کرد و پروانهها را دنبال میکرد.
he woke up pantless after a wild night at the bachelor party.
پس از یک شب پر از هیجان در جشن تکنفره، او بدون پانتها بیدار شد.
the photo showed a young boy pantless and covered in mud.
عکس یک پسر جوان را نشان میداد که بدون پانتها و پوشیده از لای بود.
despite the cold weather, he insisted on staying pantless.
در این حال که آب و هوا سرد بود، او بهطور یکنواخت بدون پانتها ماند.
the comedian joked about being caught pantless on camera.
کمدیان دربارهی این که در حالی که بدون پانتها بود، توسط دوربین ضبط شده بود، یک جوک گفت.
she found him pantless and asleep on the sofa.
او را در حالی که بدون پانتها و خوابیده روی نشستهخواب بود، پیدا کرد.
the child was pantless and ready for a bath.
کودک بدون پانتها و آمادهی دوش گرفتن بود.
he felt silly realizing he'd left the house pantless.
او احساس کرد که مضحک است که متوجه شده بود که بدون پانتها از خانه رفته است.
the dog watched him, pantless, with a curious expression.
سگ با چهرهای پر از علاقهمندی او را بدون پانتها نگاه میکرد.
the video went viral of a man accidentally pantless on stage.
ویدئوی یک مرد که بهطور غلط بدون پانتها روی مسرح بود، ویروس شد.
she laughed when she saw him pantless in the backyard.
وقتی او را در حیاط پشتی بدون پانتها دید، او خندهزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید