paradoxically

[ایالات متحده]/ˌpærəˈdɒksɪkli/
[بریتانیا]/ˌpærəˈdɑːksɪkli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که متناقض با خود یا به‌ظاهر پوچ اما ممکن است درست باشد؛ به گونه‌ای که نادرست به نظر می‌رسد اما در واقعیت صحیح است؛ به روشی غیرطبیعی یا غیرمنتظره

عبارات و ترکیب‌ها

paradoxically, it works.

به طرز عجیبی، کار می‌کند.

paradoxically speaking.

با این حال،.

paradoxically enough.

به طرز عجیبی،.

paradoxically simple.

به طرز عجیبی ساده.

paradoxically true.

به طرز عجیبی درست.

paradoxically, better.

به طرز عجیبی، بهتر.

paradoxically, less.

به طرز عجیبی، کمتر.

paradoxically, harder.

به طرز عجیبی، سخت‌تر.

paradoxically, faster.

به طرز عجیبی، سریع‌تر.

paradoxically, easier.

به طرز عجیبی، آسان‌تر.

جملات نمونه

paradoxically, the more he tried to quit, the more he smoked.

به طرز عجیبی، هرچه بیشتر تلاش می‌کرد کنار بگذارد، بیشتر سیگار می‌کشید.

paradoxically, the stricter the rules, the more rebellious the students became.

به طرز عجیبی، هرچه قوانین سخت‌گیرانه‌تر بودند، دانش‌آموزان بیشتر سرکش می‌شدند.

paradoxically, increased screen time can sometimes lead to greater social interaction online.

به طرز عجیبی، افزایش زمان استفاده از صفحه نمایش گاهی اوقات می‌تواند منجر به تعاملات اجتماعی بیشتر آنلاین شود.

paradoxically, the simpler the design, the more elegant it appeared.

به طرز عجیبی، هرچه طراحی ساده‌تر بود، زیباتر به نظر می‌رسید.

paradoxically, a lack of planning can sometimes lead to better outcomes.

به طرز عجیبی، فقدان برنامه‌ریزی گاهی اوقات می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

paradoxically, the more successful she became, the more insecure she felt.

به طرز عجیبی، هرچه موفق‌تر می‌شد، احساس ناامنی بیشتری داشت.

paradoxically, the busier he was, the more relaxed he seemed.

به طرز عجیبی، هرچه بیشتر مشغول بود، آرام‌تر به نظر می‌رسید.

paradoxically, the more we learn, the more we realize how little we know.

به طرز عجیبی، هرچه بیشتر یاد می‌گیریم، بیشتر متوجه می‌شویم چقدر کم می‌دانیم.

paradoxically, the most effective leaders often delegate most of their tasks.

به طرز عجیبی، مؤثرترین رهبران اغلب بیشتر وظایف خود را به دیگران واگذار می‌کنند.

paradoxically, the more expensive the product, the more popular it became.

به طرز عجیبی، هرچه محصول گران‌تر بود، بیشتر محبوب شد.

paradoxically, the quieter the environment, the more distracting it can be.

به طرز عجیبی، هرچه محیط آرام‌تر باشد، می‌تواند بیشتر حواس‌پرتی ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید