parches

[ایالات متحده]/pɑːtʃɪz/
[بریتانیا]/pɑrtʃɪz/

ترجمه

v. خشک کردن یا تشنه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dry parches

خشکی های پوستی

skin parches

خشکی پوست

parches form

تشکیل پوسته

parches appear

ظاهر شدن پوسته

parches heal

بهبودی پوسته

parches spread

گسترش پوسته

parches develop

توسعه پوسته

parches fade

محو شدن پوسته

parches treat

درمان پوسته

parches remove

حذف پوسته

جملات نمونه

the sun parches the ground during the summer.

خورشید در طول تابستان زمین را خشک می‌کند.

her skin parches after spending too much time in the sun.

پوست او پس از گذراندن وقت زیاد در آفتاب خشک می‌شود.

the drought parches the fields, causing crop failures.

خشکسالی زمین‌های کشاورزی را خشک می‌کند و باعث از بین رفتن محصولات می‌شود.

he felt his throat parches after the long hike.

او پس از پیاده‌روی طولانی احساس کرد که گلویش خشک شده است.

the wind parches the landscape, leaving it barren.

باد منظره را خشک می‌کند و آن را بایر می‌گذارد.

watering the plants prevents the soil from parching.

آبیاری گیاهان از خشک شدن خاک جلوگیری می‌کند.

the intense heat parches the skin quickly.

گرماي شدید به سرعت پوست را خشک می‌کند.

she drinks water frequently to avoid parching.

او برای جلوگیری از خشکی زیاد آب می‌نوشد.

the parched earth cracked under the sun.

زمین خشک زیر نور خورشید ترک خورد.

he applied lotion to soothe his parched skin.

او کرم استفاده کرد تا پوست خشک خود را تسکین دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید