we drove along a sunbaked road that shimmered in the heat.
ما در راهی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، حرکت کردیم که در گرما نورانی میشد.
they rested under a lone tree on the sunbaked plain.
آنها زیر یک درخت تنها روی سرزمینی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، استراحت کردند.
a sunbaked hillside rose behind the village, dotted with dry shrubs.
یک پهنه کوهی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، پشت روستا قرار داشت و با گیاهان خشک پراکنده بود.
her boots crunched on the sunbaked earth.
کفشهای او روی زمینی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، صدای خشخشی میزدند.
the hikers crossed a sunbaked desert trail before dawn.
پیادهرویها قبل از رویز، یک مسیر صحرایی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، عبور کردند.
we found a sunbaked courtyard with a dry fountain in the center.
ما یک فضای باز که توسط گرمای خورشید خشک شده بود و در مرکز آن یک منبع خشک وجود داشت، پیدا کردیم.
sunbaked clay bricks formed the walls of the old farmhouse.
تیلههای خاکی که توسط گرمای خورشید خشک شده بودند، دیوارهای خانهی قدیمی را تشکیل میدادند.
the sunbaked rocks were too hot to touch at midday.
سنگهایی که توسط گرمای خورشید خشک شده بودند، در نیمهروز چنان گرم بودند که نمیتوانستند لمس شوند.
a sunbaked field stretched to the horizon, brown and brittle.
یک زمینی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، تا افق گسترده بود و قهوهای و خشک بود.
he leaned his bike against a sunbaked wall and drank water slowly.
او دوچرخهاش را علیه دیواری که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، گذاشت و آرام آب نوشید.
the film opens with a sunbaked landscape and a distant thunderstorm.
فیلم با یک منظرهای که توسط گرمای خورشید خشک شده بود و یک باران بارانی دور، شروع میشود.
dust swirled across the sunbaked parking lot in sudden gusts.
گرد و غبار در پارکینگی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، به طور ناگهانی میچرخید.
we drove along a sunbaked road that shimmered in the heat.
ما در راهی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، حرکت کردیم که در گرما نورانی میشد.
they rested under a lone tree on the sunbaked plain.
آنها زیر یک درخت تنها روی سرزمینی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، استراحت کردند.
a sunbaked hillside rose behind the village, dotted with dry shrubs.
یک پهنه کوهی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، پشت روستا قرار داشت و با گیاهان خشک پراکنده بود.
her boots crunched on the sunbaked earth.
کفشهای او روی زمینی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، صدای خشخشی میزدند.
the hikers crossed a sunbaked desert trail before dawn.
پیادهرویها قبل از رویز، یک مسیر صحرایی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، عبور کردند.
we found a sunbaked courtyard with a dry fountain in the center.
ما یک فضای باز که توسط گرمای خورشید خشک شده بود و در مرکز آن یک منبع خشک وجود داشت، پیدا کردیم.
sunbaked clay bricks formed the walls of the old farmhouse.
تیلههای خاکی که توسط گرمای خورشید خشک شده بودند، دیوارهای خانهی قدیمی را تشکیل میدادند.
the sunbaked rocks were too hot to touch at midday.
سنگهایی که توسط گرمای خورشید خشک شده بودند، در نیمهروز چنان گرم بودند که نمیتوانستند لمس شوند.
a sunbaked field stretched to the horizon, brown and brittle.
یک زمینی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، تا افق گسترده بود و قهوهای و خشک بود.
he leaned his bike against a sunbaked wall and drank water slowly.
او دوچرخهاش را علیه دیواری که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، گذاشت و آرام آب نوشید.
the film opens with a sunbaked landscape and a distant thunderstorm.
فیلم با یک منظرهای که توسط گرمای خورشید خشک شده بود و یک باران بارانی دور، شروع میشود.
dust swirled across the sunbaked parking lot in sudden gusts.
گرد و غبار در پارکینگی که توسط گرمای خورشید خشک شده بود، به طور ناگهانی میچرخید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید