partisanizes

[ایالات متحده]/[ˈpɑːtɪsənˌaɪz]/
[بریتانیا]/[ˈpɑːrtɪsənˌaɪz]/

ترجمه

v. ( transitiv) ترتیب دادن یا تقسیم کردن به گروه‌های یا فرقه‌های طرفدار.
v. ( intransitiv) به گروه‌های یا فرقه‌های طرفدار تقسیم شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

partisanizes voters

تغییر دادن رای دهندگان به سوی یک طرف

partisanizes the debate

تغییر دادن بحث به سوی یک طرف

partisanizes policy

تغییر دادن سیاست به سوی یک طرف

partisanizes opinions

تغییر دادن نظرات به سوی یک طرف

partisanizes discourse

تغییر دادن گفت و گو به سوی یک طرف

partisanizes efforts

تغییر دادن تلاش ها به سوی یک طرف

partisanizes communities

تغییر دادن جوامع به سوی یک طرف

partisanizes relationships

تغییر دادن روابط به سوی یک طرف

partisanizes outcomes

تغییر دادن نتایج به سوی یک طرف

partisanizes narratives

تغییر دادن داستان ها به سوی یک طرف

جملات نمونه

the media often partisanizes complex issues to fit a particular narrative.

رسانه‌ها اغلب مسائل پیچیده را به منظور منطبق شدن با یک روایت خاص، تحریف می‌کنند.

he accused the opposition of partisanizing the investigation for political gain.

او مخالفان را متهم کرد که برای سود سیاسی، تحقیق را تحریف کرده‌اند.

the report warned against partisanizing scientific findings based on ideology.

گزارش هشدار داد که نباید یافته‌های علمی را بر اساس ایدئولوژی تحریف کرد.

partisanizes debates often lack nuance and focus on personal attacks.

بحث‌های تحریف‌شده اغلب نюانس ندارند و روی حملات شخصی متمرکز هستند.

the committee refused to partisanize the process of selecting a new leader.

کمیته از تحریف فرایند انتخاب رهبر جدید پرهیز کرد.

it's crucial to avoid partisanizing historical events to suit a political agenda.

از تحریف رویدادهای تاریخی برای مناسب‌سازی یک برنامه سیاسی، حذر کردن ضروری است.

the study aimed to analyze how social media partisanizes public opinion.

این مطالعه به تحلیل اینکه چگونه رسانه‌های اجتماعی نظر عمومی را تحریف می‌کنند، هدف داشت.

don't partisanize the discussion; let's focus on finding common ground.

بحث را تحریف نکنید؛ بهتر است روی یافتن زمین مشترک متمرکز شویم.

the candidate was criticized for partisanizing the debate over healthcare reform.

نامزد به خاطر تحریف بحث درباره اصلاحات بهداشتی مورد انتقاد قرار گرفت.

the goal is to present facts objectively, not to partisanize the information.

هدف ارائه واقعیت‌ها به صورت موضوعی است، نه تحریف اطلاعات.

partisanizes rhetoric can hinder productive dialogue and compromise.

سبک تحریف‌شده می‌تواند گفت‌وگوی سودمند و تطبیق را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید