polarized light
نور قطبیشده
polarized lenses
لنزهای قطبیشده
polarized filters
فیلترهای قطبیشده
polarized sunglasses
عینک آفتابی قطبیشده
polarized waves
امواج قطبیشده
polarized beams
تکههای نور قطبیشده
polarized materials
مواد قطبیشده
polarized emission
تابش قطبیشده
polarized signals
سیگنالهای قطبیشده
polarized research
تحقیقات قطبیسازی
the debate on climate change has become increasingly polarized.
بحث در مورد تغییرات آب و هوایی به طور فزاینده ای قطبی شده است.
polarized opinions on the issue hinder productive discussion.
دیدگاههای قطبی در مورد این موضوع مانع از بحث سازنده میشود.
social media often amplifies polarized viewpoints.
رسانههای اجتماعی اغلب دیدگاههای قطبی را تقویت میکنند.
the polarized political climate affects voter turnout.
فضای سیاسی قطبی بر میزان مشارکت رای دهندگان تأثیر می گذارد.
she feels that the community has become polarized over the years.
او احساس میکند که جامعه در طول سالها قطبی شده است.
polarized lenses reduce glare and improve visibility.
لنزهای قطبی تابش خیره کننده را کاهش داده و دید را بهبود میبخشند.
the polarized nature of the discussion left little room for compromise.
ماهیت قطبی بحث، فضای کمی برای سازش باقی گذاشت.
his polarized views make it difficult to have a balanced conversation.
دیدگاههای قطبی او باعث میشود داشتن یک مکالمه متعادل دشوار باشد.
many issues today are viewed through a polarized lens.
بسیاری از مسائل امروز از دریچه قطبی دیده می شوند.
polarized groups often clash over their differing beliefs.
گروههای قطبی اغلب به دلیل باورهای متضاد با یکدیگر درگیر میشوند.
polarized light
نور قطبیشده
polarized lenses
لنزهای قطبیشده
polarized filters
فیلترهای قطبیشده
polarized sunglasses
عینک آفتابی قطبیشده
polarized waves
امواج قطبیشده
polarized beams
تکههای نور قطبیشده
polarized materials
مواد قطبیشده
polarized emission
تابش قطبیشده
polarized signals
سیگنالهای قطبیشده
polarized research
تحقیقات قطبیسازی
the debate on climate change has become increasingly polarized.
بحث در مورد تغییرات آب و هوایی به طور فزاینده ای قطبی شده است.
polarized opinions on the issue hinder productive discussion.
دیدگاههای قطبی در مورد این موضوع مانع از بحث سازنده میشود.
social media often amplifies polarized viewpoints.
رسانههای اجتماعی اغلب دیدگاههای قطبی را تقویت میکنند.
the polarized political climate affects voter turnout.
فضای سیاسی قطبی بر میزان مشارکت رای دهندگان تأثیر می گذارد.
she feels that the community has become polarized over the years.
او احساس میکند که جامعه در طول سالها قطبی شده است.
polarized lenses reduce glare and improve visibility.
لنزهای قطبی تابش خیره کننده را کاهش داده و دید را بهبود میبخشند.
the polarized nature of the discussion left little room for compromise.
ماهیت قطبی بحث، فضای کمی برای سازش باقی گذاشت.
his polarized views make it difficult to have a balanced conversation.
دیدگاههای قطبی او باعث میشود داشتن یک مکالمه متعادل دشوار باشد.
many issues today are viewed through a polarized lens.
بسیاری از مسائل امروز از دریچه قطبی دیده می شوند.
polarized groups often clash over their differing beliefs.
گروههای قطبی اغلب به دلیل باورهای متضاد با یکدیگر درگیر میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید