partying

[ایالات متحده]/ˈpɑːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɑːrtiɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برگزاری اجتماعات اجتماعی

عبارات و ترکیب‌ها

party hard

گرفتن جشن‌های سخت

partying with friends

گرفتن جشن با دوستان

partying all night

گرفتن جشن تمام شب

partying together

گرفتن جشن با هم

partying responsibly

گرفتن جشن به صورت مسئولانه

love partying

عشق به گرفتن جشن

partying in style

گرفتن جشن به سبک

partying like crazy

گرفتن جشن مثل دیوانه ها

enjoy partying

لذت بردن از گرفتن جشن

partying every weekend

گرفتن جشن هر آخر هفته

جملات نمونه

we are going partying this weekend.

ما این آخر هفته به مهمانی می‌رویم.

she loves partying with her friends.

او عاشق مهمانی رفتن با دوستانش است.

they spent the night partying until dawn.

آنها تا سپیده دم شب را به مهمانی رفتن گذراندند.

partying can be a great way to relieve stress.

مهمانی رفتن می‌تواند راهی عالی برای کاهش استرس باشد.

he often talks about his partying adventures.

او اغلب درباره ماجراهای مهمانی رفتنش صحبت می‌کند.

partying is a popular activity among college students.

مهمانی رفتن یک فعالیت محبوب در بین دانشجویان است.

we have a lot of fun partying together.

ما با هم مهمانی رفتن خیلی سرگرم کننده داریم.

after the exam, we went partying to celebrate.

بعد از امتحان، برای جشن گرفتن به مهمانی رفتیم.

partying at the beach is always enjoyable.

مهمانی رفتن در ساحل همیشه لذت بخش است.

they organized a big party for their birthday, inviting everyone for partying.

آنها برای تولدشان یک مهمانی بزرگ برگزار کردند و همه را برای مهمانی رفتن دعوت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید