past-due

[ایالات متحده]/ˌpɑːstˈdjuː/
[بریتانیا]/ˌpæstˈduː/

ترجمه

adj. سررسید شده؛ پرداخت نشده یا انجام نشده در زمان مورد انتظار

عبارات و ترکیب‌ها

past-due notice

اطلاع‌رسانی بدهی معوقه

past-due payment

پرداخت معوقه

being past-due

معوقه بودن

past-due amount

مبلغ معوقه

marked past-due

مشخص شده به عنوان معوقه

past-due accounts

حساب‌های معوقه

review past-due

بررسی معوقه‌ها

follow up past-due

پیگیری معوقه‌ها

جملات نمونه

we need to address these past-due invoices immediately.

ما باید این فاکتورهای پرداخت نشده را فوراً رسیدگی کنیم.

the company has a significant amount of past-due accounts receivable.

شرکت مبلغ قابل توجهی از حساب‌های دریافتنی پرداخت نشده دارد.

please send a reminder about the past-due payment.

لطفاً یادآوری در مورد پرداخت معوقه ارسال کنید.

the customer's past-due balance is causing concern.

بدهی پرداخت نشده مشتری باعث نگرانی شده است.

we're working to reduce the number of past-due items.

ما در حال تلاش برای کاهش تعداد اقلام پرداخت نشده هستیم.

the aging report highlights a rise in past-due accounts.

گزارش پیری نشان دهنده افزایش حساب های پرداخت نشده است.

a follow-up email was sent regarding the past-due amount.

یک ایمیل پیگیری در مورد مبلغ معوقه ارسال شد.

the collection agency will pursue these past-due debts.

آژانس جمع‌آوری طلب این بدهی‌های پرداخت نشده را پیگیری خواهد کرد.

we offered a payment plan to resolve the past-due balance.

ما برای حل مشکل بدهی معوقه یک برنامه پرداخت ارائه دادیم.

the system automatically flags past-due accounts for review.

سیستم به طور خودکار حساب های پرداخت نشده را برای بررسی علامت گذاری می کند.

strict penalties apply to past-due accounts after 90 days.

پس از 90 روز، جریمه‌های سنگینی برای حساب‌های پرداخت نشده اعمال می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید