pathetically

[ایالات متحده]/pə'θetikəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که عمیقاً حرکت‌دهنده، به طرز دل‌خراشی، احساسی باشد.

جملات نمونه

He performed pathetically in the exam.

او به طرز غم‌انگیزی در امتحان عمل کرد.

She sang pathetically at the talent show.

او به طرز غم‌انگیزی در برنامه استعداد خود آواز خواند.

The team lost pathetically in the final match.

تیم به طرز غم‌انگیزی در مسابقه نهایی شکست خورد.

The actor delivered his lines pathetically.

بازیگر دیالوگ‌های خود را به طرز غم‌انگیزی اجرا کرد.

The speech was delivered pathetically, lacking confidence.

سخنرانی به طرز غم‌انگیزی ارائه شد و فاقد اعتماد به نفس بود.

He pathetically begged for forgiveness.

او به طرز غم‌انگیزی برای بخشش درخواست کرد.

The puppy looked pathetically at its owner for a treat.

سگ کوچولو به طرز غم‌انگیزی به صاحب خود برای یک خوراکی نگاه کرد.

She failed pathetically in her attempt to impress her boss.

او به طرز غم‌انگیزی در تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن رئیس خود شکست خورد.

The plant was pathetically wilted due to lack of water.

گیاه به طرز غم‌انگیزی پژمرده شده بود به دلیل کمبود آب.

He pathetically tried to fix the broken toy.

او به طرز غم‌انگیزی تلاش کرد اسباب‌بازی شکسته را تعمیر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید