wretchedly

[ایالات متحده]/'retʃidli/
[بریتانیا]/ˈr ɛtʃɪdlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز دردناک; به طرز حقیر; به طرز ضعیف.

جملات نمونه

He had made me wretchedly conscious of my shortcomings; that is how he had me on the hook.

او من را به طرز غم انگیزی از کاستی‌هایم آگاه کرد؛ به همین دلیل او مرا به قلاب انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید