pearlesque

[ایالات متحده]/pɛərˈlesk/
[بریتانیا]/pɪrˈlesk/

ترجمه

adj. شبیه یا دارای مشخصات مروارید؛ مروارید مانند

جملات نمونه

she wore pearlescent nail polish that caught the light with each movement of her hands.

او لاک ناخن صدف‌دار زد که با هر حرکت دستش، نور را منعکس می‌کرد.

the artist mixed pearlescent pigments to create a luminous painting that captured the ethereal beauty of moonlit waters.

هنرمند رنگدانه‌های صدف‌دار را مخلوط کرد تا نقاشی‌ای درخشان خلق کند که زیبایی غیرمادی آب‌های ماهتابی را به تصویر می‌کشید.

her necklace featured a pearlescent pendant that reflected light in prismatic colors.

گردنبند او دارای یک آویز صدف‌دار بود که نور را به رنگ‌های رنگین‌کمانی منعکس می‌کرد.

the bathroom tiles had a pearlescent glaze that made them shimmer like the surface of an opal.

کاشی‌های حمام دارای لعابی صدف‌دار بودند که باعث می‌شد مانند سطح یک опал درخشندگی داشته باشند.

she applied a pearlescent lip gloss that gave her lips a subtle, glowing radiance.

او یک رژ لب صدف‌دار زد که به لب‌هایش درخشندگی ظریف و جذابی می‌داد.

the wedding dress was crafted from pearlescent silk that seemed to capture and reflect every beam of light.

لباس عروس از ابریشم صدف‌دار دوخته شده بود که به نظر می‌رسید و هر پرتو نور را به دام می‌انداخت و منعکس می‌کرد.

his eyes had a pearlescent quality, shifting between gray and blue depending on the light.

چشمان او دارای کیفیتی صدف‌دار بودند که بسته به نور، بین خاکستری و آبی تغییر می‌کردند.

pearlescent clouds at sunset created a breathtaking display of pink and lavender across the sky.

ابر‌های صدف‌دار در هنگام غروب خورشید، صحنه‌ای نفس‌گیر از رنگ‌های صورتی و یاسی در سراسر آسمان ایجاد کردند.

the interior designer chose pearlescent wallpaper to add depth and luminosity to the living room.

طراح داخلی کاغذ دیواری صدف‌دار را انتخاب کرد تا عمق و روشنایی را به اتاق نشیمن اضافه کند.

the champagne flutes had a delicate pearlescent rim that added elegance to the table setting.

لیوان‌های шампанское دارای یک حاشیه صدف‌دار ظریف بودند که به چیدمان میز ظرافت اضافه می‌کرد.

a pearlescent mist hovered over the morning lake, creating an almost magical atmosphere.

مه صدف‌دار بر روی دریاچه صبحگاهی معلق بود و فضایی تقریباً جادویی ایجاد می‌کرد.

the cosmetic line introduced a pearlescent foundation that provided a natural, dewy glow to the skin.

خط تولید لوازم آرایشی یک کرم پودر صدف‌دار معرفی کرد که به پوست درخشندگی طبیعی و آغشته به شبنم می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید