pep

[ایالات متحده]/pep/
[بریتانیا]/pɛp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرزندگی; انرژی; قوت

vt. انگیزه دادن; پر کردن با انرژی; انرژی بخشیدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریpepping
شکل سوم شخص مفردpeps
قسمت سوم فعلpepped
جمعpeps
زمان گذشتهpepped

عبارات و ترکیب‌ها

pep talk

گفتگوی انگیزشی

pep rally

همایش تشویق

pep up

شاد کردن

جملات نمونه

(up) pep sb. up

(up) pep sb. up

He’s full of pep in the morning.

او پر از نشاط در صبح است.

measures to pep up the economy.

اقداماتی برای افزایش نشاط اقتصادی.

The company needs to pep up its image.

شرکت نیاز دارد چهره خود را بهبود بخشد.

At this point nothing can pep him up.

در حال حاضر هیچ چیز نمی‌تواند او را پرانرژی کند.

he was an enthusiastic player, full of pep and fight.

او یک بازیکن پرشور بود، پر از نشاط و جنگندگی.

I gave him an extra dose of glucose to pep him up.

من یک دوز اضافی گلوکز به او دادم تا سرحال شود.

a half-time pep talk that inspirited the weary team. discourage

سخنرانی انگیزشی در نیمه وقت که تیم خسته را با انگیزه کرد. دلسرد

Just before the exams, our teacher gave us all a pep talk.

قبل از امتحان، معلم ما به همه ما یک سخنرانی انگیزشی داد.

Bathroom Sets, Over-Door Hooks, Stainless Steel Articles, Salt / Peper Set, Fogless Mirror, Hooks, Napkin Holder Doors / Windows Accessories and Fittings

ست‌های حمام، قلاب‌های روی در، لوازم استیل ضد زنگ، ست نمک / فلفل، آینه ضد مه، قلاب‌ها، نگهدارنده دستمال، درب‌ها / پنجره‌ها، لوازم جانبی و اتصالات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید