languor

[ایالات متحده]/ˈlæŋɡə/
[بریتانیا]/ˈlæŋɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت احساس خستگی و آرامش؛ کمبود انرژی یا زندگی؛ حالت یا وضعیت رویایی و تنبل
Word Forms
جمعlanguors

عبارات و ترکیب‌ها

languor and bliss

فتور و شادی

sweet languor

فتور شیرین

languor of summer

فتور تابستان

languor and longing

فتور و آرزو

languor of love

فتور عشق

delicious languor

فتور خوشمزه

languor of sleep

فتور خواب

languor and ease

فتور و راحتی

languor of dusk

فتور غروب

جملات نمونه

the languor of summer afternoons makes me want to take a nap.

سستی بعد از ظهرهای تابستان باعث می‌شود بخواهم چرت بزنم.

she felt a languor wash over her as she lay in the sun.

او احساس کرد که سستی بر او غلبه می‌کند در حالی که در آفتاب دراز کشیده بود.

his languor was evident during the long meeting.

سستی او در طول جلسه طولانی آشکار بود.

the languor of the evening made it difficult to focus.

سستی شب باعث می‌شد تمرکز کردن دشوار باشد.

after the workout, i was overcome by a pleasant languor.

بعد از تمرین، من غرق در سستی دلپذیر شدم.

she spoke with a languor that captivated her audience.

او با سستی صحبت کرد که مخاطبانش را مجذوب خود کرد.

the languor of the day made the coffee taste even better.

سستی روز باعث شد قهوه حتی بهتر شود.

in the languor of the afternoon, time seemed to stand still.

در سستی بعد از ظهر، به نظر می‌رسید زمان متوقف شده است.

his languor was a sign that he needed a break.

سستی او نشانه‌ای بود که به استراحت نیاز دارد.

they enjoyed the languor of a lazy sunday morning.

آنها از سستی یک یکشنبه صبح آرام لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید