peregrination

[ایالات متحده]/ˌperiɡri'neiʃən/
[بریتانیا]/ˌpɛrɪɡrɪˈneʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سفر یا مسافرت
Word Forms

جملات نمونه

Embarking on a peregrination around the world

شروع به یک سفرنامه دور دنیا

His peregrination led him to discover new cultures

سفر او باعث شد فرهنگ‌های جدیدی را کشف کند

The writer's peregrination inspired her latest novel

سفرنامه نویسنده الهام‌بخش رمان جدید او شد

Planning a peregrination to explore ancient ruins

برنامه‌ریزی برای یک سفرنامه برای کاوش در ویرانه‌های باستانی

The peregrination through the mountains was challenging but rewarding

سفرنامه از میان کوه‌ها چالش‌برانگیز اما پاداش‌بخش بود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید