perfidiously betray
خباثتآمیزاً خیانت کردن
perfidiously deceive
خباثتآمیزاً فریب دادن
perfidiously manipulate
خباثتآمیزاً دستکاری کردن
perfidiously lie
خباثتآمیزاً دروغ گفتن
perfidiously abandon
خباثتآمیزاً رها کردن
perfidiously scheme
خباثتآمیزاً نقش بستن
perfidiously plot
خباثتآمیزاً توطئهچینی کردن
perfidiously conspire
خباثتآمیزاً تبانی کردن
perfidiously undermine
خباثتآمیزاً تضعیف کردن
perfidiously attack
خباثتآمیزاً حمله کردن
he perfidiously betrayed his closest friend.
او به طرز فریبکارانه به نزدیکترین دوست خود خیانت کرد.
the perfidiously plotted scheme was uncovered.
طرح فریبکارانه و طراحی شده کشف شد.
she perfidiously took advantage of his trust.
او به طرز فریبکارانه از اعتماد او سوء استفاده کرد.
they perfidiously spread rumors to damage her reputation.
آنها به طرز فریبکارانه شایعاتی را برای آسیب رساندن به شهرت او پخش کردند.
she perfidiously switched sides during the negotiation.
او به طرز فریبکارانه در طول مذاکرات طرف خود را تغییر داد.
he was perfidiously manipulating the situation for his gain.
او به طرز فریبکارانه برای به دست آوردن منافع خود، وضعیت را دستکاری می کرد.
they perfidiously plotted against their own leader.
آنها به طرز فریبکارانه علیه رهبر خود توطئه کردند.
perfidiously betray
خباثتآمیزاً خیانت کردن
perfidiously deceive
خباثتآمیزاً فریب دادن
perfidiously manipulate
خباثتآمیزاً دستکاری کردن
perfidiously lie
خباثتآمیزاً دروغ گفتن
perfidiously abandon
خباثتآمیزاً رها کردن
perfidiously scheme
خباثتآمیزاً نقش بستن
perfidiously plot
خباثتآمیزاً توطئهچینی کردن
perfidiously conspire
خباثتآمیزاً تبانی کردن
perfidiously undermine
خباثتآمیزاً تضعیف کردن
perfidiously attack
خباثتآمیزاً حمله کردن
he perfidiously betrayed his closest friend.
او به طرز فریبکارانه به نزدیکترین دوست خود خیانت کرد.
the perfidiously plotted scheme was uncovered.
طرح فریبکارانه و طراحی شده کشف شد.
she perfidiously took advantage of his trust.
او به طرز فریبکارانه از اعتماد او سوء استفاده کرد.
they perfidiously spread rumors to damage her reputation.
آنها به طرز فریبکارانه شایعاتی را برای آسیب رساندن به شهرت او پخش کردند.
she perfidiously switched sides during the negotiation.
او به طرز فریبکارانه در طول مذاکرات طرف خود را تغییر داد.
he was perfidiously manipulating the situation for his gain.
او به طرز فریبکارانه برای به دست آوردن منافع خود، وضعیت را دستکاری می کرد.
they perfidiously plotted against their own leader.
آنها به طرز فریبکارانه علیه رهبر خود توطئه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید