permanents

[ایالات متحده]/[ˈpɜːmənənts]/
[بریتانیا]/[ˈpɜːrmənənts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که برای همیشه می‌مانند؛ دارایی‌های دائمی؛ مویی که با استفاده از مواد شیمیایی برای تغییر بافت آن پردازش شده است؛ کارکنانی که به مدت طولانی در یک شرکت باقی می‌مانند.

عبارات و ترکیب‌ها

permanent residents

سکونت دائم

permanent marker

نیشکن دائم

permanent fixture

ثابت دائم

permanent record

دفترچه دائم

making permanents

ساختن دائمی

permanent staff

کارکنان دائم

permanent damage

آسیب دائم

permanent home

خانه دائم

permanent position

موقعیت دائم

be permanent

ثابت بماند

جملات نمونه

the salon offered a range of permanent hair colors.

سالن یک محدوده از رنگ‌های مو دائمی ارائه می‌داد.

he installed permanent fixtures in the bathroom.

او چراغ‌های دائمی را در حمام نصب کرد.

the company made permanent changes to its structure.

شرکت تغییرات دائمی در ساختار خود ایجاد کرد.

she applied a permanent eyeliner to enhance her eyes.

او یک خط چشم دائمی را برای زیبایی چشمان خود به کار برد.

the museum displayed permanent exhibits of ancient artifacts.

موزه نمایشگاه‌های دائمی از اشیاء باستانی را نمایش داد.

they secured a permanent lease on the commercial property.

آن‌ها یک اجاره دائمی برای ملک تجاری به دست آوردند.

the artist used permanent markers for the mural.

هنرمند از نشانگرهای دائمی برای نقاشی دیوار استفاده کرد.

the town established permanent traffic control measures.

شهر اقدامات دائمی کنترل ترافیک را ایجاد کرد.

he sought a permanent position with the organization.

او یک پست دائمی در سازمان به دنبال داشت.

the bridge was designed as a permanent structure.

پل به عنوان یک ساختار دائمی طراحی شد.

the garden featured permanent landscaping elements.

باغ عناصر دائمی گیاهان زیبایی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید