perspicuity

[ایالات متحده]/ˌpɜːspɪˈkjuːɪti/
[بریتانیا]/ˌpɜrspɪˈkjuːɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضوح بیان؛ کیفیتی که به آسانی قابل درک است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

clear perspicuity

وضوح روشن

great perspicuity

وضوح بزرگ

remarkable perspicuity

وضوح قابل توجه

high perspicuity

وضوح بالا

absolute perspicuity

وضوح مطلق

verbal perspicuity

وضوح کلامی

intellectual perspicuity

وضوح فکری

perspicuity analysis

تجزیه و تحلیل وضوح

perspicuity test

آزمون وضوح

enhanced perspicuity

وضوح تقویت شده

جملات نمونه

his writing lacks perspicuity, making it difficult to understand.

نوشتن او فاقد وضوح است و درک آن را دشوار می کند.

the teacher praised her students for the perspicuity of their presentations.

معلم از وضوح ارائه های دانش آموزان خود تمجید کرد.

perspicuity is essential in legal documents to avoid misunderstandings.

وضوح در اسناد قانونی برای جلوگیری از سوء تفاهم ها ضروری است.

he explained the complex theory with great perspicuity.

او نظریه پیچیده را با وضوح فراوان توضیح داد.

the author's perspicuity in writing makes the book enjoyable to read.

وضوح نویسنده در نوشتن باعث می شود کتاب برای خواندن لذت بخش باشد.

in meetings, perspicuity helps convey ideas effectively.

در جلسات، وضوح به انتقال ایده ها به طور موثر کمک می کند.

her perspicuity in analysis impressed the entire team.

وضوح او در تحلیل، کل تیم را تحت تأثیر قرار داد.

to achieve perspicuity, one must avoid jargon and overly complex language.

برای دستیابی به وضوح، باید از اصطلاحات تخصصی و زبان بیش از حد پیچیده اجتناب کرد.

his speech was marked by perspicuity and confidence.

سخنرانی او با وضوح و اعتماد به نفس مشخص شد.

the report's perspicuity made it easier for stakeholders to understand the findings.

وضوح گزارش باعث شد برای ذینفعان درک یافته ها آسان تر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید