persuading

[ایالات متحده]/pəˈsweɪdɪŋ/
[بریتانیا]/pərˈsweɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل متقاعد کردن کسی برای انجام یا باور چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

persuading others

ترغیب دیگران

persuading clients

ترغیب مشتریان

persuading friends

ترغیب دوستان

persuading people

ترغیب مردم

persuading voters

ترغیب رای‌دهندگان

persuading partners

ترغیب شرکا

persuading colleagues

ترغیب همکاران

persuading stakeholders

ترغیب ذینفعان

persuading customers

ترغیب مشتریان

persuading audiences

ترغیب مخاطبان

جملات نمونه

she is good at persuading people to join her cause.

او در متقاعد کردن مردم برای پیوستن به هدف او خوب است.

he spent hours persuading his friend to try the new restaurant.

او ساعت‌ها وقت صرف متقاعد کردن دوستش برای امتحان رستوران جدید کرد.

persuading customers to buy the product is essential for sales.

متقاعد کردن مشتریان برای خرید محصول برای فروش ضروری است.

they are persuading the committee to approve the new project.

آنها در حال متقاعد کردن کمیته برای تایید پروژه جدید هستند.

she has a talent for persuading others with her charm.

او استعداد متقاعد کردن دیگران با جذابیت خود را دارد.

he was successful in persuading his parents to let him travel.

او در متقاعد کردن والدینش برای اجازه دادن به او برای سفر موفق بود.

persuading your boss to give you a raise can be challenging.

متقاعد کردن رئیس خود برای دادن افزایش حقوق می تواند چالش برانگیز باشد.

she is skilled at persuading her colleagues during meetings.

او در متقاعد کردن همکارانش در طول جلسات ماهر است.

they are focusing on persuading the public about the benefits of recycling.

آنها بر متقاعد کردن مردم در مورد مزایای بازیافت تمرکز دارند.

persuading children to eat vegetables requires creativity.

متقاعد کردن کودکان برای خوردن سبزیجات نیاز به خلاقیت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید