perturbingly honest
صادق به گونه ای که مبهم کننده است
perturbingly familiar
آشنا به گونه ای که مبهم کننده است
perturbingly quiet
خیلی آرام به گونه ای که مبهم کننده است
the movie was perturbingly realistic about the consequences of war.
فیلم به طور مبهمی واقعیتگرایانه از پیامدهای جنگ صحبت کرد.
her silence was perturbingly calm, making everyone uneasy.
خاموشی او به طور مبهمی آرام بود و همه را ناراحت کرد.
the algorithm's accuracy is perturbingly good at predicting human behavior.
دقت الگوریتم در پیشبینی رفتار انسانی به طور مبهمی خوب است.
the house remained perturbingly quiet despite the chaos outside.
این خانه به طور مبهمی آرام ماند در حالی که فراز و فریب خارج از آن وجود داشت.
his smile was perturbingly perfect, lacking any genuine warmth.
خنده او به طور مبهمی کامل بود و هیچ گونه گرمی واقعی نداشت.
the waters of the lake were perturbingly still, hiding dark secrets beneath.
آبهای دریاچه به طور مبهمی آرام بودند و اسرار تاریکی را پنهان میکردند.
the child spoke with perturbingly adult wisdom about complex topics.
کودک با حکمت بزرگسالان به طور مبهمی درباره موضوعات پیچیده صحبت کرد.
the statistics showed a perturbingly consistent pattern of irregularities.
آمارها الگویی به طور مبهمی یکنواخت از ناهمواریها نشان داد.
the abandoned theme park was perturbingly well-preserved after all these years.
پارک تفریحی ترکیده به طور مبهمی پس از گذشت همه این سالها به خوبی حفظ شده بود.
her reaction to the news was perturbingly indifferent, almost robotic.
reaksiyon او به خبر به طور مبهمی بیتفاوت بود، تقریباً رباتیک.
the old photographs were perturbingly clear, as if taken yesterday.
عکسهای قدیمی به طور مبهمی واضح بودند، به نظر میرسد که دیروز گرفته شدهاند.
the singer's voice was perturbingly similar to the legendary performer.
صوت خواننده به طور مبهمی شبیه به اجرای معروف بود.
the clock ticked perturbingly loud in the empty room.
ساعت در اتاق خالی به طور مبهمی بلند و قوی تک تک میکشید.
perturbingly honest
صادق به گونه ای که مبهم کننده است
perturbingly familiar
آشنا به گونه ای که مبهم کننده است
perturbingly quiet
خیلی آرام به گونه ای که مبهم کننده است
the movie was perturbingly realistic about the consequences of war.
فیلم به طور مبهمی واقعیتگرایانه از پیامدهای جنگ صحبت کرد.
her silence was perturbingly calm, making everyone uneasy.
خاموشی او به طور مبهمی آرام بود و همه را ناراحت کرد.
the algorithm's accuracy is perturbingly good at predicting human behavior.
دقت الگوریتم در پیشبینی رفتار انسانی به طور مبهمی خوب است.
the house remained perturbingly quiet despite the chaos outside.
این خانه به طور مبهمی آرام ماند در حالی که فراز و فریب خارج از آن وجود داشت.
his smile was perturbingly perfect, lacking any genuine warmth.
خنده او به طور مبهمی کامل بود و هیچ گونه گرمی واقعی نداشت.
the waters of the lake were perturbingly still, hiding dark secrets beneath.
آبهای دریاچه به طور مبهمی آرام بودند و اسرار تاریکی را پنهان میکردند.
the child spoke with perturbingly adult wisdom about complex topics.
کودک با حکمت بزرگسالان به طور مبهمی درباره موضوعات پیچیده صحبت کرد.
the statistics showed a perturbingly consistent pattern of irregularities.
آمارها الگویی به طور مبهمی یکنواخت از ناهمواریها نشان داد.
the abandoned theme park was perturbingly well-preserved after all these years.
پارک تفریحی ترکیده به طور مبهمی پس از گذشت همه این سالها به خوبی حفظ شده بود.
her reaction to the news was perturbingly indifferent, almost robotic.
reaksiyon او به خبر به طور مبهمی بیتفاوت بود، تقریباً رباتیک.
the old photographs were perturbingly clear, as if taken yesterday.
عکسهای قدیمی به طور مبهمی واضح بودند، به نظر میرسد که دیروز گرفته شدهاند.
the singer's voice was perturbingly similar to the legendary performer.
صوت خواننده به طور مبهمی شبیه به اجرای معروف بود.
the clock ticked perturbingly loud in the empty room.
ساعت در اتاق خالی به طور مبهمی بلند و قوی تک تک میکشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید