petted

[ایالات متحده]/[ˈpetɪd]/
[بریتانیا]/[ˈpetɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته شدۀ pet) دست زدن به یک حیوان به خوبی یا دوست داشتن؛ نشان دادن علاقه یا علاقمندی.

عبارات و ترکیب‌ها

petted the cat

او گربه را لمس کرد

being petted

در حال لمس شدن

softly petted

لمس کردن به آرامی

she petted

او لمس کرد

petted dog

او سگ را لمس کرد

petted gently

لمس کردن به آرامی

they petted

آنها لمس کردند

petted him

او را لمس کرد

petted animals

حیوانات را لمس کرد

petted once

یک بار لمس کرد

جملات نمونه

the little girl gently petted the fluffy kitten.

خانم کودک با مهربانی گوشیت گربه‌ی نرم را لمس کرد.

he petted his loyal dog behind the ears.

او گوش گربه‌ی وفادارش را لمس کرد.

she petted the horse and whispered encouraging words.

او گربه‌ی اسب را لمس کرد و کلمات تشویقی فریاد زد.

the child petted the friendly golden retriever.

کودک گربه‌ی دوست‌داشتنی گولدن ریتریور را لمس کرد.

my grandmother petted my head and smiled warmly.

مادربزرگم گوش من را لمس کرد و گرم لبخند زد.

the zookeeper petted the sleeping panda cub.

پرورش‌ده گربه‌ی خوابیده‌ی گوریلا را لمس کرد.

he petted the stray cat, offering it some food.

او گربه‌ی بی‌خانمان را لمس کرد و به آن غذایی ارائه داد.

the children petted the sheep in the pasture.

کودکان گربه‌ی گوسفند در زمین گوسفند را لمس کردند.

she petted the rabbit, enjoying its soft fur.

او گربه‌ی خرگوش را لمس کرد و از پشم نرمش لذت برده است.

the guide petted the camel, showing us how to approach it.

راهنمای گربه‌ی کامیل را لمس کرد و به ما نشان داد که چگونه به آن نزدیک شویم.

he petted the rescue dog, praising its bravery.

او گربه‌ی سگ نجات یافته را لمس کرد و شجاعت آن را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید