pettish

[ایالات متحده]/ˈpɛtɪʃ/
[بریتانیا]/ˈpɛtɪʃ/

ترجمه

adj. به راحتی تحریک‌پذیر یا ناراحت

عبارات و ترکیب‌ها

pettish behavior

رفتار لجبازانه

pettish mood

حالت مزاج لجبازانه

pettish child

کودک لجباز

pettish remarks

اظهارات لجبازانه

pettish response

پاسخ لجبازانه

pettish attitude

نگاه لجبازانه

pettish tone

لحن لجبازانه

pettish expression

عبارت چهره لجبازانه

pettish comments

نظرات لجبازانه

جملات نمونه

the child became pettish after missing her nap.

کودک بعد از خواب نکرده عصبی و بداخلاق شد.

he was pettish about the delay in the meeting.

او به دلیل تاخیر در جلسه بداخلاق بود.

her pettish remarks made the situation worse.

اظهارات بداختاش اوضاع را بدتر کرد.

the dog was pettish when it didn't get its treat.

وقتی تشویقی‌اش را نگرفت، سگ بداخلاق بود.

he tends to be pettish when he is hungry.

وقتی گرسنه است، معمولاً بداخلاق می‌شود.

her pettish attitude annoyed everyone in the room.

حرف‌های بداختاش همه افراد اتاق را آزار می‌داد.

the pettish comments from the audience were unexpected.

نظرات بداختاه از سوی مخاطبان غیرمنتظره بود.

after a long day, he felt pettish and irritable.

بعد از یک روز طولانی، او احساس بداخلاقی و تحریک‌پذیری می‌کرد.

she tried to hide her pettishness during the dinner.

او سعی کرد بداخلاقی خود را در طول شام پنهان کند.

his pettish behavior was uncharacteristic of him.

رفتار بداختاش با شخصیت او مطابقت نداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید