pickpocketing

[ایالات متحده]//ˈpɪkˌpɒkɪtɪŋ//
[بریتانیا]//ˈpɪkˌpɑːkɪtɪŋ//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا عادت دزدیدن پول یا اشیاء قیمتی از جیب یا کیف کسی، به ویژه در یک مکان شلوغ؛ جرم یا عادت جیب‌کنی؛ سرقت پول

عبارات و ترکیب‌ها

pickpocketing ring

حلقه جیب‌برها

pickpocketing incident

واقعه جیب‌بری

pickpocketing suspect

مشکوک به جیب‌بری

pickpocketing victim

مصدوم جیب‌بری

pickpocketing attempt

تلاش برای جیب‌بری

pickpocketing spree

سریال جیب‌بری

pickpocketing arrest

دستگیری جیب‌برها

pickpocketing charges

اتهام جیب‌بری

pickpocketed wallet

کیف جیب‌خورده

pickpocketing prevention

جلوگیری از جیب‌بری

جملات نمونه

pickpocketing is a common problem on crowded trains during rush hour.

دزدی جیب یک مشکل رایج در قطارهای شلوغ در ساعات اوج ترافیک است.

the police launched a crackdown on pickpocketing in the city center.

پلیس یک عملیات سرکوب علیه دزدی جیب در مرکز شهر آغاز کرد.

warning signs about pickpocketing were posted near the main entrance.

نشانه‌های هشدار دهنده در مورد دزدی جیب در نزدیکی ورودی اصلی نصب شده بود.

tourists are often targeted for pickpocketing around popular landmarks.

گردشگران اغلب به دلیل دزدی جیب در اطراف مکان‌های دیدنی محبوب هدف قرار می‌گیرند.

he was arrested for pickpocketing after a victim reported a stolen wallet.

او پس از اینکه قربانی یک کیف پول دزدیده شده را گزارش کرد، به اتهام دزدی جیب دستگیر شد.

the station introduced cctv cameras to deter pickpocketing.

ایستگاه دوربین‌های مدار بسته را برای جلوگیری از دزدی جیب معرفی کرد.

pickpocketing rings often operate in busy markets and shopping districts.

شبکه‌های دزدی جیب اغلب در بازارهای شلوغ و مناطق خرید فعالیت می‌کنند.

be vigilant against pickpocketing when someone bumps into you.

هنگامی که کسی به شما برخورد می‌کند، در برابر دزدی جیب هوشیار باشید.

authorities issued a travel advisory about pickpocketing in the old town.

مقامات یک هشدار سفر در مورد دزدی جیب در شهر قدیمی منتشر کردند.

pickpocketing incidents dropped after undercover officers began patrols.

پس از شروع گشت‌زنی افسران مخفی، موارد دزدی جیب کاهش یافت.

she kept her bag zipped to reduce the risk of pickpocketing.

او کیف خود را بسته نگه داشت تا خطر دزدی جیب را کاهش دهد.

local news reported a spike in pickpocketing during the festival weekend.

اخبار محلی از افزایش موارد دزدی جیب در طول آخر هفته جشنواره گزارش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید