| صفت یا فعل حال استمراری | pitying |
pitying eyes
چشمهای دلسوز
pitying smile
لبخند دلسوزانه
pitying gaze
نگاه دلسوزانه
tears of pitying rue.
اشکهای پشیمانی و ترحم
he was in one of his self-pitying moods.
او در یکی از حالات خوددلسرانه خود بود.
The performer received only pitying looks from his audience.
هنرمند فقط نگاههای ترحم آمیز را از مخاطبان خود دریافت کرد.
He shook his head sorrowfully, pitying himself for what had been done to him.
او با ناراحتی سرش را تکان داد و از آنچه با او شده بود، متاسف بود.
pitying eyes
چشمهای دلسوز
pitying smile
لبخند دلسوزانه
pitying gaze
نگاه دلسوزانه
tears of pitying rue.
اشکهای پشیمانی و ترحم
he was in one of his self-pitying moods.
او در یکی از حالات خوددلسرانه خود بود.
The performer received only pitying looks from his audience.
هنرمند فقط نگاههای ترحم آمیز را از مخاطبان خود دریافت کرد.
He shook his head sorrowfully, pitying himself for what had been done to him.
او با ناراحتی سرش را تکان داد و از آنچه با او شده بود، متاسف بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید