plagiarist

[ایالات متحده]/ˈpleɪdʒərɪst/
[بریتانیا]/ˈpleɪdʒəˌrɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از کار، ایده‌ها یا مالکیت معنوی دیگری بدون اجازه استفاده می‌کند؛ کسی که سرقت ادبی می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

famous plagiarist

خلافکار مشهور

accused plagiarist

خلافکار متهم

notorious plagiarist

خلافکار بدنام

self-proclaimed plagiarist

خلافکار خودخوانده

renowned plagiarist

خلافکار مشهور

former plagiarist

خلافکار سابق

plagiarist alert

هشدار خلافکاری

plagiarist claims

ادعاهای خلافکار

plagiarist behavior

رفتار خلافکار

plagiarist accusations

اتهامات خلافکاری

جملات نمونه

the teacher caught the plagiarist red-handed.

معلم متقلب را در حال دستگیری دستگیر کرد.

being a plagiarist can ruin your academic career.

تقلب کردن می‌تواند زندگی تحصیلی شما را خراب کند.

many students fear being labeled a plagiarist.

بسیاری از دانش آموزان از اینکه به عنوان متقلب شناخته شوند می‌ترسند.

he was expelled for being a notorious plagiarist.

او به دلیل متقلب بودن اخراج شد.

the plagiarist tried to defend his actions.

متقلب سعی کرد از اعمال خود دفاع کند.

universities have strict policies against plagiarists.

دانشگاه‌ها سیاست‌های سختگیرانه‌ای علیه متقلبین دارند.

she was accused of being a plagiarist in her thesis.

او به دلیل متقلب بودن در پایان نامه اش متهم شد.

plagiarists often face severe penalties.

متقلبین اغلب با مجازات‌های سنگین روبرو می‌شوند.

the book discusses how to identify a plagiarist.

این کتاب در مورد نحوه شناسایی یک متقلب بحث می‌کند.

she was embarrassed to be labeled a plagiarist.

او از اینکه به عنوان متقلب شناخته شود خجالت می‌کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید