plaza

[ایالات متحده]/ˈplɑːzə/
[بریتانیا]/ˈplæzə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میدان; بازار، مرکز خرید.
Word Forms
جمعplazas

عبارات و ترکیب‌ها

shopping plaza

مجتمع خرید

plaza area

منطقه پلازا

city plaza

پلازای شهر

plaza hotel

هتل میدان

crowne plaza

کراون پلازا

toll plaza

پلازای عوارضی

جملات نمونه

the ritzy Plaza Hotel.

هتل پلاکزی مجلل

The runners should place themselves in the stretch between the Plaza Consistorial and the Military Hospital on the Santo Domingo rise.

دوچرخه‌سواران باید خود را در میانه‌ای بین پلازا کنسیسوریال و بیمارستان نظامی در تپه‌های سانتو دومینگو قرار دهند.

There are many differentiae in urban plaza construction between mountainous city and plain city because of landform undulation.

به دلیل ناهمواری زمین، تفاوت‌های زیادی در ساخت‌وساز میدان شهری بین شهر کوهستانی و شهر جلگه‌ای وجود دارد.

Streetlamp in the Plaza de Armas, decorated by the symbol of Inca - puma.

چراغ خیابان در پلازا دِ آرماس، تزئین شده با نشان اینکا - پوما.

Applicable places : family, shop, supermarket, shopping plaza,hotel,dining room,boite,guesthouse,beauty parlor,feetcaring center,massage room, office and so on .

محل‌های کاربردی: خانواده، مغازه، سوپرمارکت، مجتمع خرید، هتل، اتاق غذاخوری، بار، مهمانسرا، آرایشگاه، مرکز مراقبت پا، اتاق ماساژ، دفتر و غیره.

The Shanghai police has confirmed a self-immolation incident that happened at Chen Yi Plaza on the Bund at 11am on Sept 11.The self-immolator died on the spot.

پلیس شانگهای یک حادثه خودسوزی را که در ساعت 11 صبح 11 سپتامبر در میدان چن یی در باند اتفاق افتاد، تأیید کرد. خودسوزی در همان صحنه جان باخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید