plummeted

[ایالات متحده]/ˈplʌmɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈplʌmɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت بالا به سمت پایین افتادن یا سقوط کردن

عبارات و ترکیب‌ها

prices plummeted

قیمت‌ها سقوط کرد

sales plummeted

فروش‌ها سقوط کرد

stock plummeted

سهام سقوط کرد

demand plummeted

تقاضا سقوط کرد

value plummeted

ارزش سقوط کرد

profits plummeted

سودها سقوط کرد

attendance plummeted

حضور سقوط کرد

ratings plummeted

امتیازات سقوط کرد

interest plummeted

علاقه سقوط کرد

revenue plummeted

درآمد سقوط کرد

جملات نمونه

the stock prices have plummeted recently.

قیمت سهام اخیراً به شدت کاهش یافته است.

sales plummeted after the new competitor entered the market.

پس از ورود یک رقیب جدید به بازار، فروش به شدت کاهش یافت.

tourism plummeted due to the pandemic.

به دلیل همه‌گیری، گردشگری به شدت کاهش یافت.

her confidence plummeted after the criticism.

پس از انتقادات، اعتماد به نفس او به شدت کاهش یافت.

the temperature plummeted overnight.

دمای هوا در طول شب به شدت کاهش یافت.

his approval ratings have plummeted in recent months.

در ماه‌های اخیر، میزان محبوبیت او به شدت کاهش یافته است.

interest in the event plummeted after the announcement.

پس از اعلام، علاقه به این رویداد به شدت کاهش یافت.

attendance at the concert plummeted due to bad weather.

به دلیل آب و هوای نامساعد، حضور در کنسرت به شدت کاهش یافت.

the value of the currency plummeted against the dollar.

ارزش ارز در برابر دلار به شدت کاهش یافت.

her grades plummeted after she stopped studying.

پس از اینکه دست از تحصیل کشید، نمرات او به شدت کاهش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید