nosedived

[ایالات متحده]/ˈnəʊzdaɪvd/
[بریتانیا]/ˈnoʊzdaɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور ناگهانی غوطه ور شدن یا سقوط کردن
n. یک سقوط یا کاهش ناگهانی

عبارات و ترکیب‌ها

stocks nosedived

سهام دچار سقوط آزاد شد

market nosedived

بازار دچار سقوط آزاد شد

prices nosedived

قیمت‌ها دچار سقوط آزاد شد

company nosedived

شرکت دچار سقوط آزاد شد

shares nosedived

سهام دچار سقوط آزاد شد

value nosedived

ارزش دچار سقوط آزاد شد

performance nosedived

عملکرد دچار سقوط آزاد شد

economy nosedived

اقتصاد دچار سقوط آزاد شد

growth nosedived

رشد دچار سقوط آزاد شد

sales nosedived

فروش دچار سقوط آزاد شد

جملات نمونه

the stock market nosedived after the bad economic news.

بازار سهام پس از انتشار اخبار بد اقتصادی به شدت سقوط کرد.

his career nosedived after the scandal.

بعد از رسوایی، حرفه او دچار افول شد.

the company's profits nosedived due to poor sales.

به دلیل فروش ضعیف، سود شرکت به شدت کاهش یافت.

tourism nosedived during the pandemic.

در طول همه‌گیری، گردشگری دچار افول شد.

her confidence nosedived after receiving criticism.

پس از دریافت انتقاد، اعتماد به نفس او کاهش یافت.

the team's performance nosedived in the second half of the season.

در نیمه دوم فصل، عملکرد تیم دچار افول شد.

after the accident, his health nosedived.

پس از حادثه، سلامتی او رو به وخامت رفت.

the value of the currency nosedived overnight.

ارزش پول در طول شب به شدت کاهش یافت.

interest in the project nosedived after the initial excitement.

پس از هیجان اولیه، علاقه به پروژه کاهش یافت.

her grades nosedived after she stopped studying.

پس از اینکه دست از تحصیل کشید، نمرات او افت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید