populist

[ایالات متحده]/'pɒpjʊlɪst/
[بریتانیا]/ˈpɑpjəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وکیل برای حقوق و منافع مردم عادی، عضو یک حزب سیاسی که منافع مردم عادی را نمایندگی می‌کند.
Word Forms
جمعpopulists

جملات نمونه

The politician's populist rhetoric appealed to the working class.

بیان تبلیغاتی پوپولیستی سیاستمدار برای طبقه کارگر جذاب بود.

The populist movement gained momentum among the rural population.

جنبش پوپولیستی در میان جمعیت روستایی قدرت گرفت.

The party leader adopted a populist approach to connect with the common people.

رهبر حزب برای ارتباط با مردم عادی از یک رویکرد پوپولیستی استفاده کرد.

Populist leaders often use simple language to communicate their message effectively.

رهبران پوپولیست اغلب از زبان ساده برای برقراری ارتباط موثر با پیام خود استفاده می‌کنند.

The populist candidate promised to address the concerns of the marginalized communities.

نامزد پوپولیست قول داد به نگرانی‌های جوامع به حاشیه رانده شده رسیدگی کند.

Populist movements can sometimes polarize society.

جنبش‌های پوپولیستی گاهی اوقات می‌توانند جامعه را قطبی کنند.

Critics argue that populist leaders oversimplify complex issues.

منتقدان استدلال می‌کنند که رهبران پوپولیست مسائل پیچیده را بیش از حد ساده می‌کنند.

Populist policies may prioritize the needs of the majority over minority rights.

سیاست‌های پوپولیستی ممکن است نیازهای اکثریت را بر حقوق اقلیت‌ها اولویت‌بندی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید