posessions

[ایالات متحده]/pəˈzeʃənz/
[بریتانیا]/pəˈzɛʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همراهان؛ افرادی که با هم سفر یا کار می‌کنند (مصطلح در اینترنت)

جملات نمونه

after the fire, they salvaged what they could from their posessions.

پس از آتش‌سوزی، آن‌ها هرچه می‌توانستند را از متعلقات خود نجات دادند.

please keep your posessions close while you wait in the lobby.

لطفاً متعلقات خود را در حالی که در لابی منتظر هستید، نزدیک نگه دارید.

at the border, officials inspected his posessions for prohibited items.

در مرز، مقامات متعلقات او را برای یافتن اقلام ممنوعه بازرسی کردند.

she packed her posessions into boxes and labeled each room.

او متعلقات خود را در جعبه‌ها بسته‌بندی کرد و برچسب اتاق‌ها را مشخص کرد.

he left his posessions behind when he moved abroad on short notice.

او متعلقات خود را رها کرد وقتی به طور ناگهانی به خارج از کشور نقل مکان کرد.

the police returned his posessions after the investigation ended.

پلیس متعلقات او را پس از پایان تحقیقات بازگرداند.

for the trip, she carried only essential posessions in a small backpack.

برای سفر، او فقط متعلقات ضروری را در یک کوله‌پشتی کوچک حمل کرد.

the will divided his posessions among his children equally.

وصیت‌نامه متعلقات او را به طور مساوی بین فرزندانش تقسیم کرد.

during the evacuation, residents could bring only limited posessions.

در طول تخلیه، ساکنان فقط می‌توانستند متعلقات محدودی را با خود ببرند.

he stored his posessions in a rented unit until he found an apartment.

او متعلقات خود را در یک واحد اجاره‌ای نگهداری کرد تا خانه‌ای پیدا کرد.

the museum displayed her personal posessions from the early years.

موزه متعلقات شخصی او را از سال‌های اول نمایش داد.

travel insurance covered the loss of posessions stolen from the hotel.

بیمه مسافرتی، از دست دادن متعلقات دزدیده شده از هتل را پوشش می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید